دانلود صحیح مسلم – ترجمه فارسی

 

دانلود صحیح مسلم – ترجمه فارسی

 

مختصر صحیح مسلم

 

صحیح مسلم - ترجمه فارسی

کتاب صحیح مسلم شاهکار علمی امام مسلم بن حجاج قشیری نیشابوری است. وی پانزده سال از زندگی اش را صرف جمع آوری این کتاب کم نظیر نمود و احادیث آن را از میان سیصد هزار حدیثی که شنیده بود انتخاب کرد. امام مسلم می گوید: کتابم را به ابوزرعه عرضه نمودم؛ در هر حدیثی که به وجود علتی در آن اشاره نمود، آن را ترک کردم؛ و به صحت هر حدیثی اذعان کرد آن را ذکر کردم و در کتاب آوردم.

کتاب صحیح مسلم حاوی چهار هزار حدیث است و شرح های مختلفی بر آن نگاشته شده که بهترین آنها شرح امام نووی بر صحیح مسلم می باشد.

شناسنامه:

  • نام کتاب: ترجمه صحیح مسلم
  • نویسنده: مسلم بن الحجاج بن مسلم القشیری نیشاپوری
  • تعداد صفحات: ۶۷۸
  • اندازه کتاب: ۱۷x۲۴ وزیری
  • زبان: فارسی

دانلود به قالب PDF
حجم: ۲۰ میگابایت

دانلود ترجمه فارسی مختصر صحیح البخاری

 

دانلود ترجمه فارسی مختصر صحیح البخاری

دانلود ترجمه فارسی مختصر صحیح البخاری

شناسنامه: مختصر صحیح البخاری
زبان: فارسی
PDF = :نوع فایل
حجم فایل: = ۷ میگا بایت

چکیده: امام بخاری رحمه الله تعالی آثار زیادی از خود بجای گذاشت و در این زمینه، علم، ضریب هوشی بالا و ذکاوت وی کمک شایانی به او کرد. وی در سن هجده سالگی تألیف «قضایا الصحابه والتابعین و أقاویلهم» را آغاز نمود و سپس کتاب «التاریخ الکبیر» را در شبهای مهتابی میان قبر و روضه رسول اکرم به رشته تحریر در آورد. و بعد از آن، کتابهای زیادی نوشت که از آن جمله الجامع الصحیح من المسند من حدیث رسول الله و سننه و ایامه معروف به صحیح بخاری، می باشد که اکنون مختصر آن خدمت شما عزیزان تقدیم می گردد.

ترجمه فارسی کتاب «التجرید للجامع الصحیح» است که خلاصة صحیح بخاری است. صحیح بخاری یکی از مهم‌ترین کتب حدیثی جهان اسلام و بنابر عقیده جمهور مسلمانان، صحیح‌ترین کتاب بعد از قرآن کریم است. امام بخاری آن را در مدت ۱۶ سال و گزینش از میان ششصد هزار حدیثِ محفوظش به رشته تحریر درآورده است. این اثر گرانبها مشتمل بر روایات نقل‌شده از رسول گرامی اسلام در مورد احکام فقهی و مسایل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مسلمین و آداب اسلامی است. مؤلف اثر حاضر، که خود از علمای به نام و محدثین سرشناس یمن در قرن نهم هجری است، با هدف گزینش و خلاصه کردن کتاب امام بخاری، برخی از مهم‌ترین روایاتِ صحیح را انتخاب کرده تا یار و قرین و همواره در دسترس مسلمانان خداجو و حقیقت دوست باشد. کتاب با مقدمه مفصلِ صدصفحه‌ایِ مترجم آغاز می‌شود که در آن، زندگینامه و آثار و احوال امام بخاری را به طور مشروح بیان کرده و فضایل اخلاقی و علمیِ امام را برمی‌شمارد. ادامه این اثر، ترجمه احادیث نبوی است که در باب‌های گوناگون و ذیل ۸۸ فصل کتاب در اختیار خواننده قرار می‌گیرد.

ترجمه فارسی مختصر صحیح البخاری

PDF = :نوع فایل
حجم فایل: = ۷ میگا بایت

دانلود کتاب خلفای راشدین از خلافت تا شهادت

 

 

خلفای راشدین از خلافت تا شهادت

 

خلفای راشدین

(صلاح عبدالفتاح الخالدی – ترجمه: عبدالعزیز سلیمی)


پژوهشی تاریخی مبسوطی است در تاریخ تحلیلی خلفای اربعه. نویسنده در این اثر، با بهره‌مندی از مهم‌ترین مراجع و مصادر تاریخی، چگونگی انتخاب ابوبکر، عمر، عثمان و علی رضی الله عنهم را به سِمت خلیفه پیامبر تشریح و دستاورهای مهم هریک از این بزرگواران را در دوران پربرکت خلافت‌شان بازگو می‌کند. وی در آغاز، به چگونگی بیماری و وفات خیرالبشر- حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم- پرداخته و وقایع آن دوران را شرح می‌دهد. سپس به تفکیک و تفصیل، نحوه خلافت خلفای مذکور و مسایل و رویدادهای دوران خلافتشان را بیان کرده و به نقل و تحلیل عوامل شهادت حضرت عمر، حضرت عثمان و حضرت علی علیه السلام می‌پردازد.

خلفای راشدین از خلافت تا شهادت

فهرست مطالب کتاب

  • مقدمه
  • خلفای راشدین ازخلافت تا شهادت
  • بخش اول: بیماری و وفات رسول خدا
  • بخش دوم: ابوبکر صدیق از خلافت تا وفات
  • بخش سوم: عمربن خطاب از خلافت تا شهادت
  • بخش چهارم: عثمان بن عفان از خلافت تا شهادت
  • بخش پنجم: حضرت علی‌بن ابیطالب از خلافت تا شهادت

شناسنامه:

  • نام کتاب: خلفای راشدین از خلافت تا شهادت
  • نویسنده: صلاح عبد الفتاح خالدی
  • تعداد صفحات: ۳۵۸
  • حجم: ۱٫۸۶ میگابایت به قالب PDF و ۳۶۸ کیلوبایت به قالب Word

 

دانلود به قالب: Word
حجم: ۳۶۸ کیلوبایت

دانلود به قالب: PDF
حجم: ۱٫۸۶ میگابایت

شیر زنی از طایفه کرد

 

settolsham«ستّ الشّام‌ دختر أيوب‌»


زني‌ است‌ جليل‌ القدر و عظيم‌ الشأن‌ ...
شأن‌ و منزلت‌ بزرگي‌ دارد...
در او صفاتي‌ جمع‌ شده‌ كه‌ در هيچ‌ زن‌ ديگري‌ مگر تعداد معدود و انگشت‌ شماري‌ در تاريخ‌ اسلامي‌ جمع‌ نشده‌ است‌..!


خداوند نعمت‌ تفضّل‌ و احسان‌ و انواع‌ نيكيها و راست‌ كرداري‌ را به‌ او بخشيده‌ است‌ .. آنچه‌ كه‌ تاريخ‌ از به‌ خاطر آوردن‌ امثال‌ آن‌، عاجز است‌..
«ابن‌ كثير» در تاريخش‌ از او ياد كرده‌ و او را خواهر ملوك‌ و سلاطين‌ و عمة‌ فرزندانشان‌ دانسته‌، او حتّي‌ مادر پادشاهان‌ نيز بوده‌ است‌.
35 پادشاه‌ و ملوك‌ و واليان‌ از محارم‌ و بستگان‌ نسبي‌ او به‌ شمار مي‌روند..
كه‌ «نوة‌ ابن‌ جوزي‌» آنها را نام‌ برده‌ است‌:
پادشاهان‌ بني‌ايوب‌ تا آخرين‌ نفري‌ كه‌ داراي‌ سلطنت‌ و قلمرو و ولايتي‌ از بلاد و سرزمينهاي‌ مشهور بوده‌اند، همه‌ از محارم‌ و بستگانش‌ هستند. حال‌ يا برادرش‌ بوده‌اند، و يا برادرزاده‌ كه‌ جمعاً 35 ملك‌ و والي‌ مي‌باشند:
برادرانش‌ چهار نفر بودند: معظّم‌ توران‌ شاه‌ ، صلاح‌الدين‌، عادل‌ و سيف‌الإسلام‌... و فرزندان‌ و اولاد صلاح‌ الدين‌ عبارتند از: عزيز و پسرش‌ منصور، أفضل‌، زاهر، ظاهر و پسرش‌ عزيز و فرزند پسرش‌ ناصر يوسف‌.
و امّا اولاد و فرزندان‌ عادل‌: كامل‌ و سه‌ پسرش‌: مسعود و صالح‌ و عادل‌.
و پسران‌ صالح‌ معظم‌ كه‌ در مصر كشته‌ شدند.
و موحّد، والي‌ «حمص‌».
و پسر عادل‌ فرزند كامل‌ مغيث‌، والي‌ «كرك‌».
و معظّم‌ پسر عادل‌ أكبر.
و فرزندش‌ ناصر داود.
و أشرف‌ پسر عادل‌، و صالح‌ پسر عادل‌، و أوحد.
و حافظ‌، عزيز و پسرش‌ سعيد.
و شهاب‌الدين‌ غازي‌ و پسرش‌ كامل‌ محمّد.
و پسر سيف‌ الإسلام، اسماعيل‌ كه‌ مدّعي‌ خلافت‌ يمن‌ گرديد.
و فرّخشاه‌ پسر شاهنشاه‌ فرزند أيوب‌، و پسرش‌ أمجد والي‌ «بعلبك‌».
و تقي‌الدين‌ و پسرش‌ منصور... و فرزندان‌ و ذرّية‌ او كه‌ پادشاهان‌ «حماة‌» كنوني‌ بودند... و امّا ستّ الشام‌ خود دختر أيوب‌ فرزند شاذي‌ كه‌ خواهر صلاح‌ الدين‌ أيوبي‌ و معظّم‌ توران‌ شاه‌ پسر أيوب‌، والي‌ «يمن‌» است‌:
نام‌ او: زمرّد خاتون‌ است‌.
و لقبش‌: عصمة‌ الدين‌.
كه‌ ما مطلقاً او را به‌ : ستّ الشام‌ مي‌شناسيم‌.
او «سيدة‌ الملكات‌«  و «سيدة‌ الخواتين» در عصرش‌ بوده‌ است‌.
او زني‌ عاقل‌... و داراي‌ فضل‌ و احسان‌ و نيكيهاي‌ بسياري‌ بوده‌ است‌.
و در مقابل‌ هزار دينار طلا در سال‌، در خانه‌اش‌ براي‌ درست‌ كردن‌ شربتها و معجونها و داروهاي‌ گياهي‌ و غيرگياهي‌ به‌ كارگري‌ گرفته‌ شد... و آنها را بين‌ بيماران‌ و ناتوانان‌ و محتاجان‌ پخش‌ مي‌كرد..
درِ خانه‌اش‌ بر روي‌ هر كسي‌ باز بود و پناهگاه‌ بيماران‌ و گرفتاران‌ و بلا ديدگان‌ محسوب‌ مي‌شد..
با آنها همچون‌ مادري‌ مهربان‌ و دلسوز رفتار مي‌كرد، به‌ آنها كمك‌ مي‌نمود و از مصيبتهايشان‌ مي‌كاست‌ و از بخشش‌ مال‌ و سخاوت‌ برايشان‌، هيچ‌ دريغي‌ نمي‌كرد...
خداوند آنچنان‌ موهبتي‌ به‌ او عطا كرده‌ بود كه‌ مال‌ و دارايي‌ را زماني‌ نيك‌ و پسنديده‌ مي‌دانست‌ كه‌ به‌ مستحقّان‌ داده‌ شود و در راههاي‌ خير، علوم‌ نافع‌ و سودمند، و در گشودن‌ درهاي‌ نيكي‌ و احسان‌ صرف‌ شود... و او اين‌ چنين‌ بود..
واقعاً اين‌ نعمت‌ و فضلي‌ بس‌ عظيم‌ است‌... اين‌ كه‌ زني‌ در اين‌ مرتبه‌ قرار گيرد و به‌ اين‌ اندازه‌ ابهّت‌ و قدرت‌ داشته‌ باشد... و بتواند همّ و غمّش‌ را از شهوت‌ قدرت‌ و سلطنت‌ و اميال‌ و خواسته‌هاي‌ سياسي‌ باز دارد و به‌ سوي‌ درهاي‌ خير و نيكي‌ و صلاح‌ و منفعت‌ مردم‌ سوق‌ دهد... و تمام‌ غلامان‌ و كارگران‌ و كنيزان‌ و مزدبگيران‌ خود را به‌ خدمت‌ نيازمندان‌ و ضعيفان‌ مسلمان‌ درآورد..
علاقة‌ او به‌ علم‌ و دانش‌ به‌ حدّي‌ بود كه‌ تمام‌ همّ و غمّش‌، تعليم‌ پسرش «حسام‌ الدّين‌ عمر» بود.. هيچ‌ چيزي‌ در نظرش‌ از علم‌ بالاتر نبود... و هيچ‌ اجر و پاداشي‌ نزد او به‌ پاي‌ تعليم‌ و تربيت‌ فرزند- به‌ خاطر اين‌ كه‌ برايش‌ از صدقات‌ جاريه‌ محسوب‌ مي‌شد نمي‌رسيد..
و اين‌ چنين‌، هر چه‌ مي‌خواست‌ داشت‌ و هر اراده‌اي‌ مي‌كرد، به‌ انجام‌ مي‌رساند..
«ابن‌ كثير» آورده‌ است‌: «حسام‌ الدين‌ عمر پسر لاجين‌ از اكابر و بزرگان‌ علماء نزد دايي‌اش‌ صلاح‌ الدين‌ أيوبي‌ بوده‌ است‌».
او ابتداء با پدر حسام‌ ازدواج‌ كرده‌ بود... و سپس‌ به‌ همسري‌ پسر عمويش‌، ناصرالدين‌ محمّد پسر أسدالدين‌ شيركوه‌ فرزند شاذي‌، والي‌ حمص‌ درآمد..
او دو مدرسة‌ بزرگي‌ را تأسيس‌ و به‌ پا داشت‌: مدرسة‌ «شام‌ بيروني‌» و «شام‌ داخلي‌»... كه‌ به‌ زودي‌ بحث‌ دربارة‌ آن‌ دو خواهد آمد.
بالاخره‌ «ست‌ الشام‌» روز جمعه‌، 16 ذي‌القعدة‌ سال‌ 616 هجري‌ وفات‌ يافت‌ و در مدرسة‌ «شام‌ بيروني‌» دفن‌ گرديد...
اين‌ مدرسه‌ را «حساميه‌» نيز ناميده‌اند و نسبتي‌ است‌ كه‌ به‌ پسرش‌ حسام‌الدين‌ پسر لاجين‌ داده‌اند. مادرش‌ او را نيز در آنجا دفن‌ كرده‌ بود و خود نيز در همان‌ قبري‌ دفن‌ شد كه‌ پسرش‌ در آن‌ مدفون‌ بود... اين‌ سومين‌ قبري‌ بود كه‌ پشت‌ سر قبرهاي‌ ديگر قرار مي‌گرفت‌. قبر اوّلي‌ همان‌ قبر برادرش‌ توران‌ شاه‌، و قبر وسطي‌ نيز به‌ پسر عمو و همسرش‌ ناصرالدين‌ محمّد پسر شيركوه‌ فرزند شاذي‌ اختصاص‌ داشت‌.
در مراسم‌ خاكسپاري‌ و دفنش‌ جمعيّت‌ بسيار عظيمي‌ شركت‌ داشتند. رحمت‌ خدا بر او باد! هيچ‌ شكّي‌ نيست‌ كه‌ فضايل‌ و مناقب‌ و روايات‌ بسياري‌ دارد... وليكن‌ مصادر آن‌ بيشتر از آنچه‌ ذكر شد، نيست‌ و از اينجا، آنچه‌ خواهد آمد دربارة‌ دو مدرسة‌ شامي‌ خواهد بود.
چقدر خوب‌ مي‌شد كه‌ آن‌ كتابچه‌اي‌ كه‌ شيخ‌ تقي‌الدين‌ پسر قاضي‌ شبهة‌ در موردش‌ تصنيف‌ كرده‌ بود و أبوشامة‌ مقدّسي‌ گفته‌ كه‌ آن‌ كتابچه‌ نزد من‌ است‌، به‌ دست‌ مي‌آورديم‌!
اما اكنون‌ تنها خدا مي‌داند كه‌ كجاست‌...
مصادر تاريخي‌ از مواقف‌ و آگاهيهاي‌ سياسي‌اش‌، چيزي‌ برايمان‌ بازگو نكرده‌اند... بلكه‌ تنها به‌ كارهاي‌ خيريه‌اش‌ نگريسته‌ كه‌ او واسطة‌ خير و خوبي‌ بين‌ برادرانش‌ بوده‌، و موضع‌ و محل‌ تجمّع‌ و اتفاق‌ بين‌ خانواده‌ و نزديكانش‌ بوده‌ است‌... و همچنين‌ اين‌ كه‌ هميشه‌ بر علم‌ و خير و اصلاح‌ تشويق‌ و تشجيع‌ كرده‌ است‌... و در مقابل‌، شفيع‌ بدكاران‌ مي‌شد و از گناهكاران‌ مي‌گذشت‌ و چشم‌ پوشي‌ مي‌كرد... نسبت‌ به‌ خانواده‌اش‌ دلسوز و علاقه‌مند بود و دلش‌ براي‌ اهلش‌ پر مي‌كشيد و با آنان‌ بسيار مهرباني‌ مي‌كرد..
در سال‌ دهم‌ از ولايت‌ سلطان‌ صلاح‌ الدين‌ يوسف‌ پسر أيوب‌ بر مصر كه‌ مصادف‌ با سال‌ 576 هجري‌ بود، ملك‌ معظم‌ فخرالدين‌ شمس‌ الدوله‌ توران‌ شاه‌، برادر تني‌ سلطان‌ صلاح‌ الدين‌ و ستّ الشام‌ وفات‌ مي‌كند... او از لحاظ‌ سن‌ از صلاح‌الدين‌ بزرگتر بود و خود را شايسته‌تر از صلاح‌الدين‌ يوسف‌ در ملك‌ و سلطنت‌ مي‌ديد... به‌ همين‌ جهت‌ صلاح‌ الدين‌ او را تبعيد كرد و به‌ يمن‌ ... و سپس‌ به‌ بعلبك‌ .. و بعد از آن‌ به‌ اسكندريه‌ فرستاد... و در همانجا ماند و تنها به‌ كارهاي‌ لهو و بيهوده‌اش‌ مي‌پرداخت‌ و هرگز در هيچ‌ يك‌ از جنگهاي‌ برادرش‌ صلاح‌ الدين‌ حاضر نشد و در همان‌ اسكندريه‌ مُرد. خواهرش‌ ست‌ الشام‌ كساني‌ را به‌ آنجا فرستاد و او را در تابوتي‌ به‌ سوي‌ دمشق‌ آوردند و در آنجا دفن‌ كردند. توران‌ شاه‌، بسيار بخشنده‌ و به‌ حسن‌ اخلاق‌ ستوده‌ بود، به‌ جز اين‌ كه‌ سيره‌ و تاريخ‌ بني‌ايوب‌ را سياه‌ و تيره‌ كرد و راه‌ و روششان‌ را زشت‌ و ناپسند دانست‌!
در سال‌ 15 از ولايت‌ سلطان‌ صلاح‌ الدين‌ بر مصر- مطابق‌ با سال‌ 581 هجري‌ محمّد پسر ملك‌ منصور أسد الدين‌ شير كوه‌ فرزند شاذي‌، پسر عموي‌ صلاح‌ الدين‌ مي‌ميرد ... او نيز كسي‌ بود كه‌ ادّعا مي‌كرد در ملك‌ و سلطنت‌ از صلاح‌ الدين‌ شايسته‌تر است‌... او داماد سلطان‌ صلاح‌الدين‌ بود، يعني‌ شوهر ستّ الشام‌ دختر ايوب‌... كه‌ بعدها در حمص‌ وفات‌ يافت‌... همسرش‌ ستّ الشام‌، او را نيز در همان‌ قبرستاني‌ كه‌ در دمشق‌ بر پا داشته‌ بود انتقال‌ داد و كنار برادرش‌ ملك‌ معظم‌ توران‌ شاه‌ به‌ خاك‌ سپرد...
مدرسة‌ شام‌ بيروني‌ (حساميّه‌)
اين‌ مدرسه‌ به‌ حساميّه‌ نيز معروف‌ است‌... كه‌ در محلّه‌اي‌ پشت‌ «عونيه‌»، شرق‌ بازار «ساروج‌» و غرب‌ بازار «سراب‌» قرار داشت‌.
ست‌ الشام‌ آن‌ را تأسيس‌ كرد... اين‌ مدرسه‌ از بزرگترين‌ مدارس‌ بوده‌ است‌... و كساني‌ كه‌ در آن‌ بودند بيشترشان‌ فقهاء و وقف‌ كنندگان‌ بودند... همان‌ گونه‌ كه‌ ابن‌ شداد مي‌گويد، آن‌ يكي‌ از وقفهاي‌ سلطاني‌ است‌ كه‌ اندازة‌ 300 فدّان‌  بوده‌ است‌. حدود آن‌ از كانال‌ ريحانيه‌ (در غوطة‌  جنوبي‌) تا اوايل‌ مزارع‌ و گياهان‌ خشكيده‌ و تا كانال‌ حجيرا و دروازة‌ بويضا (در غوطة‌ جنوبي‌) امتداد دارد، و از آنجا وادي‌ پاييني‌، يعني‌ وادي‌ «سفرجل‌» قرار دارد كه‌ حدوداً 20 فدّان‌ و داراي‌ سه‌ باغ‌ انگور و غيرذلك‌ مي‌باشد.
أبوبكر محمّد پسر عبدالوهاب‌ فخر فرزند شيرجي‌ (ت‌ 629 هجري‌) سرپرست‌ ديوان‌ و دفترخانة‌ ست‌ الشام‌ بود كه‌ امر اوقاف‌ را به‌ او سپرده‌ بود. نوة‌ ابن‌ جوزي‌ مي‌گويد: او شخصي‌ مطمئن‌ و امين‌ و بسيار هوشيار و متواضع‌ بود.
شرط‌ واقف‌ اين‌ بود كه‌ مدرّس‌ اين‌ مدرسه‌ حق‌ تدريس‌ در مدرسه‌اي‌ ديگر را ندارد.
اوّلين‌ كسي‌ كه‌ در شام‌ بيروني‌ تدريس‌ كرد، قاضي‌ شرف‌ الدين‌ أبوطالب‌ عبدالله پسر زين‌ القضاة‌ عبدالرحمن‌ قرشي‌ دمشقي‌ از پسر عموهاي‌ ابن‌ زكي‌ بود (ت‌ 615 هجري‌).
بعد از او قاضي‌ القضاة‌ شمس‌ الدين‌ أبوالبركات‌ يحيي‌ پسر حسن‌، معروف‌ به‌ ابن‌ سني‌ الدولة‌ مدرّس‌ آن‌ شد.
بعد از او نجم‌ الدين‌ أحمد پسر راجح‌ فرزند خلف‌ مغربي‌، معروف‌ به‌ ابن‌ حنبلي‌ آمد (ت‌ 638 هجري‌).
بعد از او هم‌ عزالدين‌ عبدالعزيز پسر قاضي‌ القضاة‌ نجم‌الدين‌ پسر أبي‌ عصرون‌ مدرّس‌ آنجا شد.
بعد از او قاضي‌ القضاة‌ محيي‌ الدين‌ أبوالفضل‌ يحيي‌ پسر زكي‌ بود.
پس‌ از او نيز قاضي‌ رفيع‌ الدين‌ عبدالعزيز پسر عبدالهادي‌ جيلي‌ درس‌ داد.
به‌ دنبال‌ او شيخ‌ تقي‌ الدين‌ أبوعبدالله محمّد پسر حسين‌ فرزند رزين‌ شافعي‌ در آنجا به‌ تدريس‌ پرداخت‌.
بعد از او شمس‌الدين‌ أبو عبدالله محمّد معروف‌ به‌ مقدّسي‌ در ايام‌ ظاهريه‌ به‌ جاي‌ او آمد و عزالدين‌ محمّد پسر شرف‌ الدين‌ عبدالقادر أنصاري‌ (ت‌ 682 هجري‌) نيز همراه‌ او مدرّس‌ آنجا شد. زماني‌ كه‌ شمس‌الدين‌ مقدسي‌ وفات‌ يافت‌، برادرش‌ شرف‌الدين‌ أحمد پسر نعمت‌ جانشين‌ او شد.
و سپس‌ شيخ‌ زين‌ الدين‌ فارقي‌.
و بعد قاضي‌ كمال‌ الدين‌ پسر شريشي‌.
سپس‌ صدرالدين‌ پسر وكيل‌.
و بعد كمال‌ الدين‌ پسر زملكاني‌.
سپس‌ كمال‌ الدين‌ پسر شيرازي‌.
پس‌ از او نيز قاضي‌ شمس‌الدين‌ أبونصر شيرازي‌، آمد كه‌ از بهترين‌ قضاة‌ شام‌ به‌ حساب‌ مي‌آمد (ت‌ 635 هجري‌).
بعد از او زين‌ الدين‌ محمّد پسر عبدالله فرزند مرحل‌ شافعي‌ عهده‌دار تدريس‌ آنجا گشت‌ (ت‌ 738 هجري‌).
سپس‌ جمال‌ الدين‌ يوسف‌ پسر ابراهيم‌ فرزند جملة‌ آمد. مي‌گويند: او بسيار قوي‌ النفس‌ بوده‌ است‌ (ت‌ 738 هجري‌).
پس‌ از او نيز شمس‌الدين‌ محمّد پسر أبي‌بكر فرزند نقيب‌ آمد (ت‌ 745 هجري‌).
سپس‌ شيخ‌ تقي‌الدين‌ سبكي‌.
پس‌ از او فرزندش‌ قاضي‌ جمال‌الدين‌ حسين‌ تدريس‌ كرد.
و بعد از او قاضي‌ علاءالدين‌ علي‌ پسر قاضي‌ فخرالدين‌ زرعي‌ در سال‌ 747 هجري‌ به‌ تدريس‌ پرداخت‌.
سپس‌ امام‌ شمس‌الدين‌ پسر خطيب‌ يبرود آمد.
و بعد شيخ‌ تاج‌ الدين‌ سبكي‌.
آنگاه‌ شيخ‌ شافعية‌ محمّد پسر قاضي‌ شهبة‌ آمد كه‌ پس‌ از چندي‌ از اين‌ كار كنار كشيد و جاي‌ خود را به‌ شهاب‌ الدين‌ زهري‌ داد.
پس‌ از او أبوالعباس‌ أحمد پسر محمّد، معروف‌ به‌ ابن‌ رهاوي‌ آمد (ت‌ 777 هجري‌).
و به‌ دنبال‌ او جمال‌ الدين‌ عبدالله پسر أحمد زهري‌ آمد (ت‌ 801 هجري‌).
سپس‌ تاج‌ الدين‌ أبونصر عبدالوهاب‌ پسر شيخ‌ شافعيه‌ شهاب‌ الدين‌ زهري‌ به‌ تدريس‌ در آنجا پرداخت‌. گفته‌ شده‌ كه‌ او بسيار عاقل‌، با وقار بوده‌ و قرآن‌ را بسيار تلاوت‌ مي‌كرد، شبها نماز را به‌ پا مي‌داشت‌ و به‌ صبح‌ مي‌رسانيد، بسيار با حشمت‌ و ادب‌ بوده‌ و زبان‌ پاكي‌ داشته‌ است‌ (ت‌ 824 هجري‌).
و بعد از او قاضي‌ القضاة‌ نجم‌ الدين‌ پسر حجي‌ امر تدريس‌ را به‌ عهده‌ گرفت‌.
سپس‌ قاضي‌ القضاة‌ شيخ‌ شمس‌الدين‌ برماوي‌ شافعي‌ آمد.
و پس‌ از وي‌ قاضي‌ محيي‌ الدين‌ مصري‌ روي‌ كار آمد (ت‌ 840 هجري‌).
سپس‌ علاءالدين‌ صيرفي‌ به‌ تدريس‌ پرداخت‌ (ت‌ 844 هجري‌).
آنگاه‌ شمس‌الدين‌ محمّد پسر عبدالله بلاطنسي‌، مفتي‌ مسلمانان‌ در آن‌ زمان‌ مدرس‌ آنجا شد (ت‌ 863 هجري‌).
بعد از او بهاءالدين‌ أبوالبقاء محمّد پسر عمر فرزند حجي‌ آمد كه‌ او نيز جايش‌ را به‌ پسرش‌ محيي‌الدين‌ قبل‌ از مرگش‌ سپرد.
پس‌ از او نيز مفتي‌ مسلمانان‌ زين‌الدين‌ خطاب‌ پسر امير عمر عجلوني‌ آمد.
و بعد از او دمشقي‌ نيابتاً به‌ تدريس‌ پرداخت‌ (ت‌ 878 هجري‌).
سپس‌ قاضي‌ القضاة‌ تقي‌الدين‌ أبوبكر پسر عبدالله، مشهور به‌ ابن‌ قاضي‌ عجلون‌، روي‌ كار آمد كه‌ مشايخ‌ شافعية‌ دمشق‌، همگي‌ به‌ او رسيده‌اند (ت‌ 928 هجري‌).
و با او قاضي‌ القضاة‌ سراج‌ الدين‌ أبوحفص‌ عمر پسر صيرفي‌ به‌ تدريس‌ مشغول‌ بود (ت‌ 919 هجري‌).
به‌ دنبال‌ او عالم‌ فاضل‌، قاضي‌عبداللطيف‌ پسر محب‌الدين‌ حموي‌ آمد (ت‌ 1023 هجري‌).
و بعد از او شيخ‌ علامة‌ محقّق‌ حسن‌ بن‌ محمّد بوريني‌ به‌ تدريس‌ در آنجا پرداخت‌ (ت‌ 1024 هجري‌).
و بالاخره‌ كار تدريس‌ به‌ شيخ‌ علاّمه‌ شهاب‌ الدين‌ أبوالعباس‌ أحمد پسر يونس‌ عيثاوي‌ واگذار گرديد (ت‌ 1025 هجري‌)...
* * *
اين‌ مدرسه‌ و مدارس‌ بزرگ‌ امثال‌ آن‌، بزرگان‌ علماء و فقهاء را در خود جمع‌ مي‌كردند بخاطر عظمت‌ و اعتباري‌ كه‌ علماء براي‌ اين‌ مدرسه‌ قايل‌ بودند براي‌ تدريس‌ در آن‌ با هم‌ به‌ رقابت‌ مي‌پرداختند بلكه‌ برجسته‌ترين‌ و مشهورترين‌ علماء عصر در اين‌ مدرسه‌ به‌ تدريس‌ پرداخته‌اند و بسيار اتّفاق‌ افتاده‌ كه‌ براي‌ تعيين‌ مدرّسين‌ اين‌ مدرسه‌ حاكم‌ آن‌ عصر خود به‌ دمشق‌ رفته‌ است‌.
علماء و فقهاء بسياري‌ در طول‌ زمان‌ از اين‌ مدرسه‌ خارج‌ شده‌اند... و به‌ نشر موازين‌ و ارزشهاي‌ اسلام‌ عظيم‌ پرداخته‌اند... امّا به‌ راستي‌ اجر بزرگ‌ و باارزش‌ترين‌ پاداش‌ به‌ وقف‌ كنندة‌ آن‌ برمي‌گردد... يعني‌ ست‌الشام‌ ... خداوند او را مورد رحمت‌ خويش‌ قرار دهد... و پاداشش‌ را باارزشتر گرداند!...
امّا ببينيم‌ كه‌ سرنوشت‌ و سرانجام‌ اين‌ مدرسه‌ در اين‌ زمان‌ چه‌ شد،
 ابن‌ بدران‌ (ت‌ 1346 هجري‌) مي‌گويد: از آن‌ چيزي‌ جُز يك‌ ديوار باقي‌ نمانده‌ است‌. امّا محمّد كرد علي‌ (ت‌ 1372 هجري‌) مي‌گويد:
در حال‌ حاضر، به‌ مدرسة‌ ابتدايي‌ براي‌ يتيمان‌ و بي‌سرپرستان‌ تبديل‌ شده‌ كه‌ در آن‌ انجمني‌ تحت‌ عنوان‌ «كميتة‌ امداد خيريه‌» بر پا شده‌ است‌...
مدرسة‌ شام‌ داخلي‌
اين‌ مدرسه‌ رو به‌ روي «بيمارستان‌ نوري‌» قرار دارد.
همانجايي‌ كه‌ خانة‌ ست‌الشام‌ بود و بعدها به‌ مدرسه‌اش‌ تبديل‌ كرد.
در زمان‌ معاصر، ابن‌ بدران‌، شيخ‌ حنابلة‌ آن‌ را ديده‌ است‌ و مي‌گويد: در حال‌ حاضر چيزي‌ جُز درب‌ آن‌ به‌ شكل‌ اوّلش‌ نمانده‌ است‌. بالاي‌ آن‌، سنگ‌ پهن‌ و بزرگي‌ قرار داشت‌ كه‌ نص‌ وقفش‌ بر آن‌ نقش‌ بسته‌ بود... اگر چنانچه‌ مقابل‌ آن‌ بايستيد و در آن‌ دقّت‌ و تأمّل‌ كنيد، باب‌ اصلي‌ را هنوز مي‌بينيد كه‌ سر جايش‌ قرار دارد، امّا كمي‌ تغيير يافته‌ و كوچكتر شده‌ و به‌ اندازة‌ در خانه‌اي‌ گشته‌ است‌... ديوار غربي‌ آن‌ نيز باقي‌ است‌ كه‌ با سنگهاي‌ بزرگي‌ بنا شده‌ بود. سپس‌ يادآور شده‌ كه‌ اثر محلّ تاريخي‌اش‌ كاملاً از بين‌ رفته‌ است‌ و سنگفرشي‌ كه‌ بر آن‌ نقش‌ و حكاكي‌ شده‌ بود، كناره‌هاي‌ آن‌ با گِل‌ پوشيده‌ شده‌ است‌.
شيخ‌ حنابلة‌ مي‌گويد: «طولي‌ نمي‌كشد كه‌ آن‌ هم‌ به‌ طور كلّي‌ از بين‌ مي‌رود».
امّا نصّ وقف‌ را تقي‌الدين‌ سبكي‌ در «فتاوي‌ كبري‌'» آورده‌ است‌.
در اينجا لازم‌ مي‌دانيم‌ كه‌ آن‌ را براي‌ خوانندة‌ گرامي‌ نقل‌ كنيم‌ تا بداند كه‌ نظام‌ اوقاف‌ در آن‌ موقع‌ چگونه‌ بوده‌ و اصطلاحات‌ به‌ كار رفته‌ در آن‌ عصر چه‌ بوده‌ است‌؟!.
شيخ‌ الاءمام‌ در مختصر كتاب‌ شام‌ داخلي‌ مي‌گويد:
اين‌ چيزي‌ است‌ كه‌ فخرالدين‌ أبوبكر محمّد پسر عبدالوهاب‌ فرزند عبدالله پسر علي‌ فرزند أحمد أنصاري‌ [معروف‌ به‌ ابن‌ شيرجي‌] اين‌ چنين‌ يادآوري‌ مي‌كند: از آن‌، تمام‌ خانه‌هاي‌ دمشق‌، و از آن‌ به‌ ظاهر دمشق‌، ملكي‌ براي‌ «بزينه‌»  شناخته‌ مي‌شود، و مقدار بهرة‌ آن‌ 5/11 سهم‌ از 24 سهم‌ براي «جرمانا» از «بيت‌لهيا»  اختصاص‌ داده‌، و از آن‌ 14 سهم‌ و هفت‌ سهم‌ باقي‌ از 24 سهم‌ از ملك‌، براي‌ «تينه‌» از كوههاي‌ عسال‌، و از آن‌، تمام‌ ملك‌ براي «قصر روستايي‌» شناخته‌ شده‌ و از آن‌ نصف‌ ملك‌ براي «قصر سياه‌» اختصاص‌ داده‌ مي‌شود، و اين‌ وقفي‌ است‌ بر خاتون‌ ست‌ الشام‌ دختر نجم‌الدين‌ أيوب‌ پسر شاذي‌، سپس‌ بر دختر پسرش‌، زمرّد خاتون‌ دختر حسام‌ الدين‌ محمّد پسر عمر فرزند لاجين‌، سپس‌ بر فرزندانش‌ كه‌ سهم‌ هر مرد دو برابر زن‌ مي‌باشد، سپس‌ بر فرزندان‌ اولادش‌، سپس‌ براي‌ نسلهاي‌ ديگرشان‌ تا آخر. پس‌ هرگاه‌ نسلشان‌ از بين‌ رفت‌ و كسي‌ از آنها يافت‌ نشد، بدين‌ ترتيبي‌ كه‌ مي‌آوريم‌ بايد داده‌ شود: خانة‌ مدرسه‌ بر فقهاء و متفقّهان‌ شافعي‌ كه‌ در آنجا به‌ تفقّه‌ و يادگيري‌ مشغول‌ هستند، وقف‌ شود.. و بر مدرّس‌ شافعي‌، قاضي‌ القضاة‌ زكي‌الدين‌ أبي‌ العباس‌ طاهر أحمد پسر محمّد فرزند علي‌ قرشي‌ [ ت‌ 617 هجري‌ ] در صورت‌ زنده‌ بودن‌، وقف‌ گردد و اگر چنانچه‌ زنده‌ نباشد، بر فرزندش‌ و سپس‌ بر فرزند فرزندش‌، سپس‌ بر نسلي‌ كه‌ منتسب‌ به‌ اوست‌، بر هر كسي‌ كه‌ شايستگي‌ تدريس‌ در آنجا داشته‌ باشد، وقف‌ شود. امّا به‌ شرطي‌ كه‌ اهل‌ خير و عفاف‌ و سنّت‌ پيامبر «باشد؛ نه‌ اين‌ كه‌ اهل‌ شرّ و بدعت‌! و ما بقي‌ املاك‌ هم‌ بر مصالح‌ مدرسه‌ و بر فقهاء و متفقّهانِ مشغول‌ در آن‌، و بر مدرّس‌ آن‌، قاضي‌ القضاة‌ زكي‌الدين‌، يا كسي‌ از نسلش‌ كه‌ شايستگي‌ تدريس‌ داشته‌ باشد، و بر امام‌ جماعتي‌ كه‌ در محراب‌ آن‌ به‌ پيشنمازي‌ مي‌پردازد، و همچنين‌ بر مؤذن‌ و مستخدم‌ آن‌، كسي‌ كه‌ جارو و تميز مي‌كند و چراغها را روشن‌ مي‌نمايد، وقف‌ شود.
و اين‌ بايد با مصالح‌ و عمارت‌ و آباداني‌ مدرسه‌ شروع‌ شود. يعني‌ بهاي‌ روغن‌ و چراغها، فرشها و حصيرها، مشعلها و شمعها و هر آنچه‌ كه‌ مورد احتياج‌ مي‌باشد، و بقيّه‌ به‌ مدرّس‌ شافعي‌ و فقهاء و متفقّهان‌ و مؤذن‌ و مستخدم‌ آن‌ اختصاص‌ داده‌ مي‌شود، و امّا اين‌ مصروفات‌ كه‌ به‌ مدرّس‌ داده‌ مي‌شود، در هر ماه‌ گندم‌ و جو، هر كدام‌ يك‌ جوال‌، و 130 درهم‌ از سكة‌ طلايي‌ ناصري‌، و باقيماندة‌ مصروفات‌ به‌ فقهاء و متفقّهان‌ و مؤذن‌ و مستخدم‌ داده‌ شود، و هر كدام‌ به‌ اندازة‌ استحقاقي‌ كه‌ دارند... ناظر در امر وقف‌ با ديد خود كم‌ و زياد به‌ آنها بپردازد و مقداري‌ هم‌ بنابر نيازهايي‌ كه‌ مي‌بيند براي‌ خريد هندوانه‌ و خربزه‌ و زردآلو و حلوا مصرف‌ گردد. امّا به‌ شرطي‌ كه‌ فقهاء و متفقّهان‌ و مدرّس‌ و مؤذن‌ و مستخدم‌، همگي‌ از اهل‌ خير و دين‌ و صلاح‌ و عفاف‌ و حُسن‌ روش‌ و سلامت‌ اعتقاد و سنّت‌ و جماعت‌ باشند، و ديگر اين‌ كه‌ تعداد فقهاء و متفقّهان‌ در اين‌ مدرسه‌ از 20 مرد بيشتر نباشد و اين‌ به‌ جز مدرس‌ و مؤذن‌ و مستخدم‌ است‌ و بايستي‌ ناظر در اين‌ امر نظارت‌ كامل‌ داشته‌ باشد.
در اين‌ مدرسه‌، امام‌ حافظ‌ أبوعمرو پسر صلاح‌ شهرزوري‌ كردي‌ صاحب‌ «مقدمة‌ مشهور در حديث‌» تدريس‌ كرده‌ است‌.
بعد از او، شمس‌ الدين‌ عبدالرحمن‌ مقدسي‌ آمده‌ است‌.
وي‌ پس‌ از مدّتي‌ از كارش‌ بر كنار شد و كار تدريس‌ به‌ تاج‌ الدين‌ محمّد پسر عبدالسلام‌ فرزند عصرون‌، سپرده‌ شد. او بسيار نيكوكار و متواضع‌ و در تدريس‌ بسيار ماهر بود (ت‌ 696 هجري‌).
سپس‌ علاّمه‌ صدرالدين‌ عثماني‌، معروف‌ به‌ ابن‌ مرحل‌ و ابن‌ وكيل‌ به‌ تدريس‌ پرداخت‌. آنگاه‌ أمين‌ الدين‌ سالم‌ پسر عبدالرحمن‌ فرزند أبي‌الدر، آمد كه‌ به‌ او لؤلؤ نيز مي‌گفتند. همچنين‌ به‌ امام‌ مسجد ابن‌ هشام‌، وكيل‌ بيت‌المال‌ معروف‌ بوده‌ است‌. او همان‌ كسي‌ است‌ كه‌ با امام‌ نووي‌ ملازم‌ و همراه‌ بوده‌ است‌ (ت‌ 726 هجري‌).
پس‌ از او قاضي‌ شافعي‌ جلال‌ الدين‌ قزويني‌ متولّي‌ تدريس‌ آنجا شد.
و سپس‌ پسرش‌ بدرالدين‌.
بعد از او فقيه‌ أبوالفتح‌ سبكي‌ قريب‌ شيخ‌ تقي‌ الدين‌ سبكي‌.
سپس‌ قاضي‌ لشكر حلبيه‌، رئيس‌ ناصرالدين‌ محمّد پسر صاحب‌ شرف‌ الدين‌ يعقوب‌ حلبي‌، به‌ تدريس‌ مشغول‌ شد (ت‌ 763 هجري‌).
پس‌ از او قاضي‌ أمين‌ الدين‌ محمّد پسر أحمد فلانسي‌ كه‌ قضاوت‌ لشكري‌ و دادگاه‌ نظامي‌ دمشق‌ و وكالت‌ بيت‌المال‌ را چندين‌ بار به‌ عهده‌ داشته‌، روي‌ كار آمد (ت‌ 763 هجري‌).
سپس‌ قاضي‌ القضاة‌ بدرالدين‌ سبكي‌.
بعد از او قاضي‌ القضاة‌ ولي‌ الدين‌ أبوذر عبدالله پسر قاضي‌ القضاة‌ بهاءالدين‌ أبي‌ البقاء سبكي‌ مدرّس‌ آن‌ مدرسه‌ گشت‌.
زماني‌ كه‌ قاضي‌ ولي‌الدين‌ از دنيا رفت‌، قاضي‌ سري‌الدين‌ به‌ تدريس‌ پرداخت‌.
سپس‌ قاضي‌ القضاة‌ شهاب‌ الدين‌ باعوني‌.
بعد از او شيخ‌ شهاب‌ الدين‌ پسر حجي‌، همراه‌ با شيخ‌ جمال‌ الدين‌ طيماني‌، و قاضي‌ القضاة‌ نجم‌ الدين‌ پسر حجي‌ به‌ تدريس‌ در آن‌ مدرسه‌ مشغول‌ شدند.
پس‌ از چندي‌ نيابتاً شيخ‌ شمس‌الدين‌ برماوي‌، و شيخ‌ عطاءالدين‌ پسر سلام‌، و شهاب‌الدين‌ ملكاوي‌ به‌ تدريس‌ پرداختند.
و بالاخره‌ پس‌ از آنها قاضي‌ء زين‌ الدين‌ عبدالباسط‌ مدرّس‌ آنجا مي‌شود.
و امّا مرجع‌ و سرپرستي‌ كه‌ تمام‌ جماعات‌ به‌ آن‌ رجوع‌ مي‌كردند: امام‌ علامه‌، مفتي‌ شام‌ جمال‌ الدين‌ محمّد معروف‌ به‌ ابن‌ قاضي‌ زبداني‌ بود كه‌ بسيار عظيم‌ الشأن‌ بوده‌ و تمام‌ شيوخ‌ و بزرگان‌ در برابر او متواضع‌ بوده‌ و تمام‌ قضاوتها به‌ او برمي‌گشت‌ و خود بسيار مؤدب‌ و متواضع‌ بوده‌ است‌ (ت‌ 776 هجري‌).
و غير از او مي‌توان‌ علامة‌ نجم‌ الدين‌ پسر جابي‌، و شيخ‌ تقي‌الدين‌ لوبياني‌ را نام‌ برد.


- البداية‌ والنهاية‌، ابن‌ كثير 13/84-85.
- خطط‌ الشام‌ 6/79-80.
- الدارس‌ في‌ تاريخ‌ المدارس‌ 1/277-313.
- الذيل‌ علي‌ الروضتين‌، أبي‌ شامهء مقدّسي‌ صفحة‌ 119.
- لطف‌ السمر وقطف‌ الثمر 1/315، 359، 537.
- مرآة‌ الجنان‌ 4/35.
- منادمة‌ الأطلال‌ صفحهء‌ 106-109.
- النجوم‌ الزاهرة‌ 6/87، 100، 109.
- الوافي‌ بالوفيات‌ 15/119- 120.
- وفيات‌ الأعيان‌ 3/244- 245، 307.

تصویر مطلب تزئینی است

 

بررسی کلی نماز و تفسیر سوره فاتحه

 

بررسی کلی نماز و تفسیر سوره فاتحه
حجم فايل:   1 م 

بررسی کلی نماز و تفسیر سوره فاتحه - استاد كاك ناصر سبحانی



 

آنچه هر مسلمان باید بداند

 

نام کتاب: آنچه هر مسلمان باید بداند

 

آنچه هر مسلمان باید بداند

فهرست مطالب کتاب

فصل اول: ارکان ایمان

  • ارکان ایمان
  • ایمان به خدا
  • توحید خالص، چکیده‌ی همه‌ی پیامهای حیات‌بخش آسمانی است
  • ایمان شرط صحت و پذیرش عبادات است
  • توحید ربوبیت
  • ازدلایل اثبات وجود خدا
  • دلیل فطرت
  • دلیل خلقت
  • اجماع همه‏ی ملتها
  • دلیل عقلی
  • اصل اول: هر فعلی فاعلی دارد
  • اصل دوم: هر فعلی نشانگر توانایی و صفات فاعل آن است
  • اصل سوم: هرگز نمی‏توان کاری را به کسی نسبت داد که از انجام آن عاجز است
  • توحید الوهیت
  • توحید فرمانبرداری و پرستش
  • توحید در اطاعت و تسلیم شدن
  • یکی بودن منبع دریافت در زندگی اسلامی
  • حجیت سنت
  • سرمشقی نیکو
  • لازمه‏ی وحدت منبع در زندگی اسلامی
  • حجیت فهم و برداشت سلف صالح از کتاب و سنت
  • ولاء (دوستی) و براء (دشمنی)
  • توحید أسماء و صفات
  • اثبات بدون تمثیل و شکل دادن و تنزیه بدون تعطیلی صفات
  • اشتراک در اسم و صفت موجب تماثل در مسمی و موصوف نیست
  • افراط مردم در مورد این قضیه
  • انواع شرک
  • ایمان به فرشتگان
  • ‏ایمان به همه‏‏ی فرشتگان و صفات آنها
  • محبت و دشمنی با فرشتگان
  • ایمان به کتاب‌های آسمانی
  • قرآن همه‏ی کتاب‏های گذشته را نسخ کرده است
  • مقتضیات ایمان به کتب
  • ایمان به پیامبران
  • ایمان به پیامبران به اجمال و تفصیل
  • حقیقت ایمان به پیامبران
  • لازمه‏ی ایمان به پیامبران
  • ایمان به روز قیامت
  • علم و آگاهی از قیامت کلیدی است از کلیدهای غیب
  • نشانه‏های روز واپسین
  • دجال و فرارسیدن قیامت
  • نزول عیسی پسر مریم
  • دیگر نشانه‏های بزرگ قیامت
  • عذاب و فتنه‏ی قبر
  • روز واپسین
  • اول: زنده شدن
  • دوم: حشر
  • سوم: حساب و بازرسی
  • آمدن انسان همراه با کتاب و گواه و پخش پرونده‏ی اعمال
  • ‏میزان
  • صراط
  • حوض کوثر
  • شفاعت
  • انواع شفاعت
  • بهشت و جهنم
  • ایمان به قضاء و قدر
  • افراط در قضاء و قدر
  • میانه‏روی اهل سنت و جماعت در مورد قدر
  • حقیقت و مراتب ایمان
  • کسانی که مرتکب گناهان کبیره می‏شوند
  • ارتداد موجب نقض ایمان است
  • جاودانگی شریعت و صلاحیتش برای هر زمان و مکانی
  • هر بدعتی در دین مردود است
  • واجب بودن خشنودی از اصحاب و سکوت در مورد اختلافاتشان
  • وحدت امت اسلامی
  • وجوب نصب رهبر و مسئولیت مردم در مقابل او
  • حقوق ائمه
  • جماعت رحمت و تفرقه عذاب است
  • راه رسیدن به سروری
  • حق مسلمان بر مسلمان
  • تحریم غیبت
  • ارتباط با غیر مسلمانان
  • جایگاه شورا در جامعه‏ی اسلامی
  • امر به معروف و نهی از منکر
  • اقسام مردم در طلب علم
  • آنچه که اختلاف در آن جایز است

فصل دوم: ارکان اسلام

  • ارکان اسلام
  • شهادتین
  • منزلت و جایگاه شهادتین در دین
  • ختم نبوت
  • فراگیر بودن رسالت پیامبر ج
  • دین پیامبر ج ناسخ ادیان گذشته است
  • انسان بودن مسیح ج و رسالت او
  • مسلمان از هر کسی به مسیح نزدیک‏تر است
  • نماز
  • پاکیزگی نصف ایمان است
  • وجوب پاکی از حیض
  • نماز ستون اسلام است
  • شروط نماز
  • ارکان نماز
  • باطل‏کننده‏های نماز
  • سنتهای نماز
  • اختلاف در مورد وجوب و سنت برخی از افعال و اقول نماز
  • مکروهات نماز
  • سجده‏ی سهو
  • نماز جماعت
  • نماز جمعه
  • سنتهای راتبه
  • رخصت برای قصر و جمع نمازها
  • نماز عیدها
  • نماز میت
  • زیارت گورستان
  • آنچه که درباره‏ی قبور از آنها نهی شده است
  • نوحه‏سرایی و داد و فغان بر میت
  • پرداخت زکات
  • زکات طلا و نقره
  • زکات چهارپایان
  • زکات میوه و حبوبات
  • مصارف زکات
  • زکات فطر
  • روزه‏ی رمضان
  • حقیقت روزه و احکامش
  • روزه‏ی سنت
  • روزه‏های نهی شده
  • شب‏زنده‏داری و اعتکاف در رمضان
  • حج
  • انواع نسک و میقات‏ها
  • محرمات احرام
  • کیفیت حج
  • حج پیامبر ج

فصل سوم: تشکیل خانواده در اسلام

  • ازدواج تنها راه شرعی تشکیل خانواده‏ی مسلمان
  • زنان همتای مردانند
  • خواستگاری
  • عقد نکاح
  • محرمات نکاح
  • باطل بودن نکاح موقت و ازدواج با غیرمؤمنین
  • حقوق زوجین
  • فسخ عقد ازدواج در صورتی که ادامه‏ی آن غیرممکن باشد
  • تعداد طلاق و انواع آن
  • پوشش زن مسلمان و نهی از تشابه زن به مرد
  • صله‏ی رحم و ارتباط با نزدیکان
  • شمه‏ای از فضائل اخلاقی پیامبر ج
  • حلال بودن پاک ها و تحریم نجاسات
  • تحریم ربا
  • تحریم شراب و اینکه از گناهان کبیره است
  • تحریم مردار و احکام ذبح حیوان
  • هر چیزی که به خوردن مال مردم به ناحق منجر‏شود، حرام است

نویسندگان: دکترعبدالله مصلح و دکتر صلاح صاوی
تعداد صفحات: ۴۳۹
نوع فایل: پی دی ایف / ZIP
حجم فایل: ۸ میگابایت

نماز کامل درفقه شافعی

 

 

 

نماز در فقه شافعی

 

 

نماز را در کودکی به فرزندانمان بیاموزیم

 

 

- شرطهای وجوب نماز:

۱ـ اسلام.

 

۲ـ بلوغ.

 

۳ـ عقل که حد و مناط تکلیف است. (پس بر دیوانه و بچه واجب نیست)

 

ـ شرطهای نماز قبل از داخل شدن:

 

۱ـ پاکی اعضا از حدث و نجاست.

 

۲ـ پوشیدن عورت با لباس پاک.

 

۳ـ ایستادن در جای پاک.

 

۴ـ علم به رسیدن وقت نماز.

 

۵ـ رو کردن به قبله.*

 

* ترک قبله در دو حالت جایز است:

 

۱ـ در شدت خوف. (ترس از حمله دشمن و …)

 

۲ـ در خواندن نماز سنت برای مسافر.

 

 

ـ ارکان نماز:  

    

۱ـ نیت.                                                           ۲ـ ایستادن اگر بتواند.

 

۳ـ الله اکبر گفتن بعد از نیت.                                  ۴ـ خواندن سوره فاتحه.

 

۵ـ رکوع.                                                           ۶ـ آرام گرفتن در رکوع.

 

۷ـ بلند شدن از رکوع.                                           ۸ـ راست ایستادن.

 

۹ـ سجده.                                                        ۱۰ـ آرام گرفتن در سجده.

 

۱۱ـ نشستن در بین دو سجده.                               ۱۲ـ آرام گرفتن در آن.

 

۱۳ـ نشستن برای تشهد ( تحیات) آخر.                     ۱۴ـ خواندن تشهد.

 

۱۵ـ خواندن صلوات در تشهد.                                 ۱۶ـ سلام طرف راست.

 

۱۷ـ نیت خارج شدن از نماز.                                    ۱۸ـ رعایت ترتیب. (به ترتیبی

 

 که ذکر شد)

 

ـ سنتهای نماز قبل از داخل شدن:

 

۱ـ اذان.                                      ۲ـ اقامه.

 

ـ سنتهای نماز بعد از داخل شدن:

 

۱ـ تشهد اول.

 

۲ـ قنوت خواندن در نماز صبح و در نماز وتر در نیمه دوم ماه رمضان.

 

 (وتر بعد از نماز تراویح)  

 

 

ـ هیئتهای نماز: 

 

۱ـ بلند کردن دو دست هنگام گفتن تکبیرة الاحرام. (الله اکبر بعد از نیت)

 

۲ـ بلند کردن دو دست هنگام رکوع.

 

۳ـ بلند کردن دو دست هنگام بلند شدن از رکوع.  

 

۴ـ گذاشتن دست راست بر چپ.

 

۵ـ خواندن دعای استفتاح.

 

۶ـ گفتن اعوذ بالله من الشیطان الرجیم قبل از بسم الله.

 

۷ـ خواندن فاتحه با صدای بلند در نمازهای جهری. (دو رکعت اول نمازهای صبح،

 

 مغرب، عشاء، جمعه، عیدین و …)

 

۸ـ آهسته خواندن فاتحه در نمازهای سری.

 

۹ـ گفتن آمین بعد از فاتحه.

 

۱۰ـ خواندن سوره یا چند آیه بعد از فاتحه.

 

۱۱ـ گفتن الله اکبر هنگام بلند شدن از رکوع و پایین رفتن به سجود.

 

۱۲ـ گفتن سمع الله لمن حمده هنگام برخواستن از رکوع.

 

۱۳ـ گفتن تسبیح در رکوع و سجود.

 

۱۴ـ گذاشتن دو دست بر زانو در موقع نشستن، و انگشتان دست چپ را رها کرده

 

 و انگشتان دست راست را بسته بجز مسبحه. (انگشت شهادت را هنگام گفتن ـ

 

الا الله ـ در تشهد بلند کرده و یک مرتبه آن را حرکت می‌دهیم، بعد بدون حرکت

 

نگه می‌داریم تا موقعی که سلام بدهیم.)

 

۱۵ـ نشستن در حالت افتراش در تشهد اول. ( ساق پای چپ را در زیر خود فرش

 

قرار می‌دهیم.)

 

۱۶ـ متورک نشستن در تشهد آخر. (بر کف نشسته به طوری که پای راست

 

بر حالت سجده باقی بماند و پای چپ را از زیر پای راست رد می کنیم.)

 

۱۷ـ سلام دوم.

 

 

ـ مبطلات نماز:  

 

۱ـ سخن عمدی.                              ۲ـ حرکات بسیار.

 

۳ـ حدث.                                        ۴ـ افتادن نجاست بر بدن یا لباس.

 

۵ـ ظاهر شدن عورت.                         ۶ـ تغیر نیت.

 

۷ـ پشت کردن به قبله.                       ۸و۹ـ خوردن و آشامیدن.

 

۱۰ـ قهقه.                                      ۱۱ـ کفر کردن.

 

 

ـ سهو در نماز:

 

ممکن است سه چیز در نماز فراموش شود:

 

۱ـ فرض: اگر کسی زود متوجه شد، برگردد، و از جایی که آن را فراموش کرده

 

از نو شروع کند، و بعدا سجده سهو را به جا آرود. ( سجده سهو سنت

 

است محل آن قبل از سلام دادن است. )

 

۲ـ سنت: اگر آنچه که در نماز فراموش شده سنت باشد، بعد از شروع

 

به فرض برگشتن برای به جا آوردن سنت جایز نیست و می‌توان با سجده

 

 سهو آن را جبران نمود.  

 

۳ـ هیئت: برای هیئت نه برگشت لازم است نه سجده سهو.

 

*برای تردید در عدد رکعات لازم است از جایی که یقین و حداقل است شروع

 

شود و سجده سهو نیز به جا آورده شود.

 

مثلا در نماز چهار رکعتی اگر مطمئن نیستیم که چهار رکعت خواند‌‌ه‌ایم یا سه رکعت،

 

 سه رکعت در نظر گرفته می‌شود و رکعت چهارم نیز خوانده می‌شود و قبل از سلام

 

 سجده سهو به جا آورده می‌شود


 

آموزش نماز به همراه تصویر:

 

 نیت به جا آوردن چهار رکعت نماز ظهر را دارم.

 

” الله اکبر “ 

 

 با دست چپ دست راست را گرفته، سوره فاتحه و یک سوره یا چند آیه از

 

قرآن را می‌خوانیم.

 

خواندن یک سوره یا چند آیه از قرآن فقط در دو رکعت اول می‌باشد و خواندن

 

 آن سنت است.

 

 

 

 

 

” الله اکبر “

 

 روی زانو خم شده و سه بار می‌گوییم:

 

” سبحان ربی العظیم و بحمده “

 

 

 سپس راست می‌شویم در حالی که می‌گوییم:

 

 ” سمع الله لمن حمده ربنا لک الحمد “ 

 

 

” الله اکبر “

 

 

 به سجده می‌رویم.

 

 

درسجده، پیشانی، کف دو دست، زانوها و کف انگشتان پا را روی زمین می‌گذاریم.

 

سه بار می‌گوییم: ” سبحان ربی الاعلی و بحمده ”  

 

 

” الله اکبر “ 

 

می‌نشینیم و این دعا را می‌خوانیم:

 

” رب اغفرلی وارحمنی واجبرنی وعافنی واهدنی “

 

 

  ” الله اکبر “

 

دوباره به سجده می‌رویم و سه بار می‌گوییم:

 

” سبحان ربی الاعلی و بحمده ” 

 

 

 ” الله اکبر “

 

بلند می‌شویم، و رکعت دوم را مانند رکعت اول به‌جا می‌آوریم، و

 

بعد از اینکه سجده دوم را به‌جا آوردیم، می‌نشینیم.

 

بطوری که پای چپمان زیر نشیمنگاهمان باشد، و انگشتان پای راست روی زمین

 

باشد. همچنین دستهایمان را بر روی زانو قرار می‌دهیم، و انگشتان دست چپ

 

را رها کرده، و انگشتان دست راست را بسته بجز انگشت سبابه. 

 

 

و بعد تحیات را می‌خوانیم، همزمان با گفتن ” اشهد ان لا اله الا الله “ انگشت

 

اشاره دست راست را مقداری بلند می‌کنیم.

 

 

«اَلتَّحِيَّاتُ للهِ وَ الصّلَوَاتُ وَ الطَّيِّبَاتُ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَهُ اللهِ وَ بَرَكَاتُهُ،

 

 اَلسَّلامُ عَلَيْنَا وَ عَلَي عِبَادِ اللهِ الصَّالِحِيْنَ، اَشْهَدُ اَنْ لاَّ اِلَهَ اِلاَّ الله وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً

 

عَبْدُهُ وَ رَسُوْلُهُ».


 ” الله اکبر “

 

سپس بلند می‌شویم و رکعت سوم و چهارم را مانند رکعت اول به‌جا 

 

 می‌آوریم. فقط در رکعت سوم و چهارم بعد از سوره فاتحه هیچ سوره

 

 دیگری را نمیخوانیم

 

بعد از سجده دوم رکعت چهارم، برای تحیات دوم می‌نشینیم، بطوریکه پای چپ از زیر

 

پای راست بیرون بیاید و کف انگشتان پای راست مانند تحیات اول روی زمین باشد.

 

و انگشتان دست چپ را رها کرده، و انگستان دست راست را بسته به جز انگشت

 

سبابه. که همزمان با گفتن ” اشهد ان لا اله الا الله “ انگشت اشاره را مقداری

 

 بلند می‌کنیم.

 

سپس تحیات به صورت کامل می‌خوانیم و در آخر این جمله را اضافه می‌کنیم.

 

 

«اَلتَّحِيَّاتُ للهِ وَ الصّلَوَاتُ وَ الطَّيِّبَاتُ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا النَّبِيُّ

 

وَ رَحْمَهُ اللهِ وَ بَرَكَاتُهُ،

 

 اَلسَّلامُ عَلَيْنَا وَ عَلَي عِبَادِ اللهِ الصَّالِحِيْنَ، اَشْهَدُ اَنْ لاَّ اِلَهَ اِلاَّ الله

 

وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُوْلُهُ

 

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ عَلَي آلِ مُحَمَّدٍ

 

كَمَا صَلَّيْتَ عَلَي اِبْرَاهِيْمَ وَ عَلَي آلِ اِبْرَاهِيْمَ  اِنَّكَ حَمِيْدٌ مَّجِيْد.

 

اَللَّهُمَّ بَارِكْ عَلَي مُحَمَّدٍ وَعَلَي آلِ مَحَمَّدٍ كَمَا بَارَكْتَ  عَلَي اِبْراهِيْمَ 

 

 وَ عَلَي آلِ اِبْراهِيْمَ اِنَّكَ حَمِيْدٌ مَّجِيْد».

 


 

سر را سمت راست می‌گردانیم و می‌گوییم:

 

 

” السلام علیکم و رحمة الله “ 

 

 

سپس سر را طرف چپ می‌گردانیم، و می‌گوییم:

 

 

” السلام علیکم و رحمة الله و برکاته” 

 

 



برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.

در این بخش، آموزش کامل نماز مطابق با مذهب امام شافعی رحمة الله علیه را ارائه دادیم. این آموزش مصور بوده و تمامی ارکان نماز را شامل میشود. آشنایی با اصول و فروع دین، زندگینامه ی کوتاه امام شافعی، فواید و فلسفه ی نماز و وضوء گرفتن، طریقه ی غسل کردن و مواردی چند نیز جزء این آموزش میباشد. امید آن داریم که این فایل مورد پسند شما عزیزان قرار گیرد.

برای دانلود بر روی لینک زیر کلیک کنید:

http://www.erfanabad.org/video/amoozeshy/amoozeshnamaz_shafeie.pdf


 

 

شناخت کوتاهى از اسلام

 

 

شناخت اسلام

 

اسلام گواهى دادن بر این امر است که معبود و مشکل گشاى بر حقى جز خداى یگانه نیست و محمد رسول فرستاده اوست، این گواهى مى بایستى با زبان و قلب وجوارح انجام گیرد، و معناى این گواهى آنقدرگسترده است که ایمان به ارکان ششگانه اعتقادى وعمل به ارکان پنجگانه عملى اسلام و نیز احسان را در بر مى گیرد، که این عبارت از آخرین دین از ادیان الهى است که خداوند مهربان آنرا برخاتم پیامبران حضرت محمد مصطفى (ص) نازل فرموده است.

اسلام یگانه دین برحقى است که خداوند جز این دین، دین دیگرى از هیچ احدى نمى پذیرد.

خداوند این دین را بقدرى سهل و آسان گردنیده که هیچ گونه سختى و مشقتى در آن نیست، چیزى بر پیروان آن فرض نگردانیده که نتوانند انجامش دهند و آنان را به چیزى مکلّف نکرده که از عهدۀ آن برنیایند.

اسلام دینى است که پایۀ آن توحید، شعارش صداقت ، معیارش عدالت، مسیرش حقیقت و روحش رحمت است، اسلام مکتب بزرگى است که انسانها را به هر آنچه در زندگى دنیوى و آخروى برایشان مفید باشد راهنمایى مى کند و ازهر آنچه در دنیا و آخرت برایشان زیان آور باشد باز مى دارد.

اسلام دینى است که خداوند بوسیلة آن عقاید و اخلاق را صیقل مى دهد ، و دنیا و آخرت را بدان اصلاح مى کند، و بوسیله آن در میان دلهاى پراگنده، و اندیشه هاى متضاد الفت و محبت مى اندازد وآنها را از تاریکى هاى باطل مى رهاند و به شاهراه حق و صراط مستقیم رهنمون مى گردد.

اسلام مکتبى است که همه اصول و مبانى ، احکام و قوانین و دستورات و برنامه هایش، محکم و  استوار و خلل ناپذیر است جز به حق و راستى خبر نمى دهد، و جز به نیکى و عدالت حکم نمى کند، اعتقاداتش سالم و متین، عباداتش سازنده و رشک آفرین و اخلاقش برازنده و فخر آفرین است .

رسالت اسلام

مهمترین اهدافى را که اسلام جهت تحقق آن تلاش مى کند مى توان چنین برشمرد:

  1. آشناکردن انسانها به خالق و آفریدگارشان ، به ذات لایزالى که همواره باقى خواهد بود، به اسماى نیکویش که همنام دیگرى ندارد، و به صفات متعالى اش  که بى نظیروبى مانند است، به افعال حکیمانه اش که در انجام آنها به هیچ شریک و همتایى محتاج نیست و به عبادت و حق بندگى اش که صرفاً او مستحق و لایق هر گونه پرستش و بندگى است.
  2. دعوت انسانها به سوى عبادت و پرستش ذات یکتاى پروردگار ، بدین صورت که تمامى آنچه را که خداوند متعال در کتاب مقدّسش و سنت پیامبرش اعم از اوامر و نواهى که سعادت دنیا و آخرت انسانها در آن نهفته است بیان داشته مورد عمل قرار دهند.
  3. متوجه کردن انسانها به حقیقت زندگى، که این دنیا دارى فانى است و زندگى حقیقى پس از مرگ شروع مى شود و مراحل سعادت یا شقاوت انسان از قبر شروع شده تا هنگام برانگخته شدن بعد از مرگ، و سپس حساب و کتاب، که آنگاه مصیر هر کس مشخص خواهد شد و هر کس مطابق اعمالش یابه بهشت و یا به دوزخ خواهد رفت اگر خوب کرده خوبى مى بیند و اگر بد کرده بدى.

بنابراین قواعد اساسى اسلام رامى توان چنین خلاصه کرد :

بخش نخست:  ارکان ایمان

رکن اول  ایمان به خدا:

که نقاط ذیل را در برمى گیرد .

ألف: ایمان به ربوبیت خداوند متعال ، یعنى اقرار و باور به اینکه صرفاً ذات یگانه اوست که پروردگار و آفریدگار و صاحب اختیار، و متصرف در تمامى شئون مخلوقاتش است.

ب: ایمان به ألوهیت خداوند متعال ، یعنى یقین و باوربه اینکه إله و کارسازو لایق پرستش فقط ذات یگانه اوست و تمامى معبودات دیگر غیر از او ، باطل هستند.

ج: ایمان به اسماء و صفات خداوند متعال ، یعنى یقین و باور به اینکه او اسماى نیکو و صفات متعالى و کامل دارد که ویژه خود اوست.

رکن دوم ایمان به فرشتگان:

فرشتگان بندگان مکرمى هستند که خداوند حکیم آنان را آفریده است و آنان بى وقفه به عبادت پروگار شان مشغولند، و گوش بفرمان او هستند، خالق حکیم آنان را به اعمال زیادى مکلف کرده است ، از جمله آنها حضرت جبرئیل u است که خداوند مأموریت وحى را به او سپرده است که وحى را از نزد خداوند مى آورد و به هرکسى از انبیاء و رسولان علیهم الصلاة السلام که خداوند بخواهد مى رساند.

یکى دیگر ازفرشتگان میکائیلu است که خداوند او را مأمور باران و نباتات نموده است.

دیگرى اسرافیلu است که خداوند او را مأمور نفخ صور کرده است و این هنگامى است که به حکم پرودگار فرصت بى هوش شدن زندگان و سپس برانگیخته شدن همۀ مردگان فرارسده و دیگرى ملک الموت است که مأمور قبض ارواح گردیده است .

رکن سوم ایمان به کتب آسمانى:

خداوند مهربان کتابهایى را برپیامبرانش علیهم الصلاة و السلام  نازل فرموده که مصدر هدایت و سعادت و تمامى خوبى ها است .

کتابهایى که ما در بارۀ آن مى دانیم عباتند از:

الف: تورات که خداوند آنرا بر موسىu نازل فرموده و این بزرگترین کتابى است که خداوند براى بنى اسرائیل نازل فرموده است.

ب: انجیل که خداوند آنرابرعیسىu نازل فرموده است.

ج: زبور که خداوند آنرا به داؤدu داده است .

د: قرآن کریم که خداوند آنرا بر خاتم أنبیاء حضرت محمد(ص) نازل فرموده است.

      از ویژگیهاى قرآن این است که خداوند بوسیله آن بقیۀ کتب آسمانى را منسوخ کرده و خودش حفاظت آنرا به عهده گرفته ، زیرا که این کاملترین و پایدارترین دستور زندگى به عنوان روشن ترین حجت و برهان الهى بر بندگانش تا روز قیامت باقى خواهد ماند.

رکن چهارم ایمان به پیامبران:

خداوند متعال پیامبرانى را براى هدایت بندگایش فرستاده است ، که اولین آنها حضرت نوحu و آخرین شان حضرت محمد(ص) است.

تمامى پیامبران علیهم الصلاة السلام بشمول حضرت عیسى بن مریم و حضرت عزیر انسانهایى هستند که آفریده شده اند، و هیچگوبه خصوصیتى را از صفات و خصوصیات ربوبیت که ویژه پروردگار است دارا نیستند بلکه آنها صرفاً بندگانى از بندگان خدا هستند که خداوند آنان را بوسیله رسالت و نبوّتش برگزیده و اعزاز بخشیده است.

و آنگاه خداوند سلسلۀ ارسال پیامبران-علیهم الصلاة السلام- را بوسیله رسالت حضرت محمد(ص) ختم نموده و ایشان را به عنوان آخرین پیامبر بسوى همه انسانها فرستاده است که بعد از ایشان تا قیامت پیامبر دیگرى نخواهد آمد.

رکن پنجم ایمان به روز قیامت:

روز قیامت یا روز رستاخیز بقدرى بزرگ و هولناک است که نمى توان تصورش کرد آنروز پروگار قادر متعال همۀ انسانها را از قبرهایشان زنده خواهد کرد تا اینکه براى همیشه زنده و

جاوید بمانند، یا در بهشت جاویدان و دار نعمتها ،و یا در دوزخ رسوا کننده و دار ذلتها، ایمان به روز رستاخیز، ایمان به تمامى آن حقایقى است که انسان پس از مردن با آنها روبرو مى گردد، مانند فتنۀ قبر، نعمتها، عذاب و آنچه که بعد از آن رخ خواهد داد ، مانند زنده شدن پس از مرگ، و جمع شدن در میدان محشر، و وزن و حساب اعمال و نهایتاً بهشت یا دوزخ

رکن ششم ایمان به تقدیر:

تقدیر یا سرنوشت، ایمان و باور به این امر است که خداوند حکیم و توانا تمامى این کائنات را طبق برنامه معینى که خود با علم و حکمت خویش آنرا طراحى کرده آفریده است فلذا یکایک ذرات و حوادث این جهان را با علم ازلى اش مى داند و در نزد او در لوح محفوظ نوشته است چون که او همه چیز را خواسته و دانسته آفریده بناءً این خبر با اراده و قدرت بى پایان او هیچ ذره اى در این جهان پدید نخواهد آمد ، و هیچ برگى از درخت نخواهد افتاد.

بخش دوم: ارکان اسلام

اسلام بر پنج پایه استوار گردیده که انسان تابه این پنج پایه یا پنچ رکن ایمان نیاورد و آنها را در عمل پیاده نکند مسلمان واقعى نخواهد گردید.

پایه اول کلمه شهادت:

یعنى گواهى دادن و ایمان و باور داشتن به اینکه جز خداى یگانه هیچ معبودى سزاوار پرستش نیست و محمد پیامبر و فرستاده او ست، این کلمۀ شهادت در واقع کلید اسلام است ،و ستون فقراتى که تمام دین بر آن مى ایستد.

پس جزء اول کلمۀ شهادت اثبات این امر است که صرفاً یک ذات قادر توانایى بر حق است و لایق پرستش ، و غیر او تمامى معبودان دیگر باطل و بى اختیارند.

و در جزء دوم کلمه تلقین این درس است که پیامبر(ص) را در هر آنچه خبر مى دهد تصدیق کنیم، و از أوامرش اطاعت نمائیم، و از هر آنچه مارا باز داشته بازآئیم، و جز در پرتو شریعتش عبادت نکینم.

پایه دوم نماز:

خداوند نماز را در شبانه روزى پنج مرتبه فرض گردانیده تا اینکه بنده و لو جزئى از حق پروردگاوش را اداء نماید، و شکر نعمتهایش را بجاى آورد، و تا اینکه بوسیله این نماز بتواند با پروردگارش رابطه بر قرار کند، با او راز و نیاز کند و او را بخواند و سر انجام تا اینکه این نماز بنده مسلمان را از گناهان و بدى ها باز دارد.

از دیگر ثمرات نماز این است که ایمان را پالائش مى دهد ثواب پاداش بى شمارى جلب مى کند، نماز گذار از نظر روحى و جسمى احساس راحت و آرامش مى کند، و خلاصه اینکه نماز ضامن سعادت ابدى انسان است.

پایه سوم زکات

زکات عبارت از مالى است که شخص مسلمان باید آنرا به افراد فقیر و مستحق و دیگر جهاتىکه دادن زکات به آنان مشروع است بپردازد، البته زکات مانند نماز بر هر مسلمانى فرض نیست بلکه صرفاً بر آن عده از مسلمانان فرض گردیده که دارایى شان به حد معینى برسد و یکسال کامل از ملکیت آن بگذرد.

زکات راخداوند به این دلیل فرض گردانیده تا اینکه مسلمان صاحب نعمت و دارایى، در دینش محکم گردد، در اخلاق و رفتارش رشد کند، و تااینکه خداوند آفات و بلیات را بوسیله این صدقه از او و اموالش دفع نماید، و گناهان و تقصیراتش را ببخشد، و در عین حال کمک و دستگیرى براى افراد فقیر و ناتوان جامعه باشد و آنانرا در شئون زندگى شان یارى کند.

با این وجود این مقدار مالى که خداوند به عنوان زکات بر مسلمانان فرض گردانیده نسبت به آنهمه مال و نعمت وآسایشى که خداوند به آنان داده بسیار ناچیز و اندک است .

پایه چهارم روزه: 

روزه عبادتى است که خداوند در سالى یکماه بر مسلمانان فرض گردانیده و آن ماه مبارک رمضان ماه نهم قمرى است ،در این ماه همۀ مسلمین مکلفند، از صبح تا شب از خوردن، آشامیدن ، و جماع کردن باز بایستند، که خداوند مهربان در عوض با فضل و احسان خودش ایمان شان را کامل مى گرداند ، از گناهان شان در گذر مى کند، درجاتشان را بلند مى نماید ، علاوه بر این دیگر ثمرات ارزشمند دنیوى و اخروى نیز بسیار است که در ماه مبارک رمضان براى روزه داران حاصل مى گردد.

پایه پنجم حج: 

و آن عبارت از سفر براى زیارت خانه خداست که در زمان مخصوص و با شرایط مخصوص انجام مى گیرد حج را خداوند بر هر مسلمانى که توانایى جسمى و مالى داشته باشد یکمرتبه در عمرفرض گردانیده است، این فرصتى است که مسلمین جهان از هر سو براى پرستش پروردگار یگانه شان در بهترین و مقدس ترین سرزمین دور هم جمع شوند، و بدون آنکه فرقى میان رئیس و مرؤس و غنى و فقیر و سیاه وسفید وجود داشته باشد همگى بایک لباس به پیشگاه پروردگار شان مى بایستند، از مهتمرین ارکان حج وقوف عرفه ، طواف کعبه مشرفه(قبله مسلمین جهان) و سعى بین صفاو مروه را مى توان نام برد.

علاوه برآن منافع بى شمارى نیز در حج وجود دارد که ازحد و حصر خارج است چه منافع دنیوى و چه اخروى.

بخش سوم: احسان

احسان این است که بندۀ مؤمن و مسلمان خدا را چنان پرستش کند که گویا او را مى بیند، اگر او خدا را نمى بیند باور و یقین داشته باشد که خداوند حتماً او رامى بیند یعنى بنده مسلمان باید در حین عبادت این احساس را در خود بوجود آورد. مسلماً زمانى این تصور و یقین در او بوجود خواهد آمد که به بکایک سنتهاى پیامبراکرم  (ص) عمل نماید و از هر گونه مخالفتى بپرهیزد.

سایر احکام اسلام

همه آنچه که گذشت اسلام نامیده مى شود، این را نیز باید دانست که اسلام زندگى پیروانش را اعم از فرد یا گروه به گونه اى تنظیم نموده ، که سعادت دنیا و آخرت را براى شان تضمین مى نماید، ازدواج را حلال گردانیده و بدان تشویق نموده است، و زنا و لواط و سایر زشتى ها را حرام کرده است، صله رحم و شفقت و مهربانى با فقراء و مساکین و دستگیرى آنان را واجب گردانیده است، همچنین به هرگونه اخلاق نیکو ترغیب نموده و از هر گونه اخلاق زشت و ناپسند باز داشته است، روزى حلال را که از راه تجارت و کشاورزى و دیگر مشاغل سالم حاصل شود حلال گردانیده، و سود تجارت حرام و سایر معاملاتى را که در آن غش و فریب باشد حرام نموده است.

عدالت اسلام

اسلام همچنین تفاوت مردم در استقامت بر دین و رعایت حقوق دیگران را نیز در نظر داشته است ، فلذا همچنین که عقوبات و تنبیهات باز دارنده اى براى یک سرى خلاف ورزى هاى متعلق به دین و ذات ملکوتى اش مانند ردّت (بى دین شدن) و زنا و شراب خوارى وغیره در نظر گرفته از سوى دیگر تنبیهاتى نیز براى تجاوزات و حق تلفى هاى مردم تعیین نموده است این حق تلفى چه در مال دیگران باشد، چه در آبرو و حیثیت آنان و چه درخون شان مانند آدم کشتن، دزدى کردن، تهمت زدن، کسى را کتک زدن، آزار دادن و مالش را غصب کردن، و غیره.

همۀ اینها عقوبات و تنبیهاتى است که نسبت به نوع جرم و گناه، بسیار مناسب است  به گونه اى که حق هیچکدام از دو طرف ضایع نمى شود.

اسلام همچنین رابطه حاکم با محکومین را نیز تنظیم نموده است، درصورتى که گناهى در اطاعت ازحاکم نباشد اطاعت او را بر محکوم واجب گردانیده است، و شورش و سرکشى علیه حکام را حرام گردانیده است، زیرا که این گونه برخوردها معمولاً مفاسد زیادى را در پى دارد.

جمع بندی

با این جمع بندى مطلب را بپایان مى بریم که:

أولاً: اسلام براى سعادت انسانها آمده است ، لذا مى خواهد که انسان جهت ایجاد رابطه سالم میان خود و پروردگارش و فرمانبردارى از خالق یکتا آنگونه که دستور داده تلاش کند ، و همچنین رابطه اش را در تماس شئون زندگى با همنوعان خویش مستحکم گرداند.

ثانیاً: هیچ خیر و نیکى اى نیست که اسلام بدان امر نکرده و ترغیب ننموده باشد و هیچ بدى و رذالتى نیست که اسلام از آن نهى نکرده و امت را از آن باز نداشته باشد، چه در عقاید و احکام، چه در معاملات و اخلاق وچه در هر بخش از زندگى، که این خود بر کمال و حسن این دین جهان شمول دلالت روشن دارد.

به امید سعادت و کامیابى همه مسلمین در سراسر گیتى

 

گذری كوتاه بر زندگی شیخ محمد ضیایی رحمة الله علیه

 

گذری كوتاه بر زندگی شیخ محمد ضیایی رحمة الله علیه

قال الله تعالی: «من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه ومنهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا» در میان مومنان مردانی هستند كه با خدا راست بوده اند در پیمانی كه با او بسته اند. برخی پیمان خود را بسر برده اند (و شربت شهادت سر كشیده اند) و برخی نیز در انتظارند (تا كی توفیق رفیق می گردد و جان را به جان آفرین تسلیم خواهند كرد). آنان هیچگونه تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود نداده اند (و كمترین انحراف و تزلزلی در كار خود پیدا نكرده اند). 

ولادت، خانواده و تربیت اسلامی

شیخ محمد ضیایی فرزند محمد صالح فرزند محمد فرزند محمد صالح فرزند اسماعیل فرزند شمس الدین روز چهارشنبه 13 تیر ماه 1318 (هـ.ش) مطابق با 17 جمادی الاولی 1358 (هـ.ق) در خانواده ای مومن و متدین در روستای هود از توابع بخش اوز لارستان فارس متولد شد. پدرش حاج محمد صالح امام جماعت روستا بود و همچنین اجدادش تا پنج پشت امام جماعت و قاضی هود بودند. مردم اختلافات، مسائل و مشكلات دینی و اجتماعی خود را نزد او حل می كردند و بدین سبب او را قاضی می نامیدند حاج محمد صالح علوم دینی را در مدرسه شیخ احمد فقیهی در شهراوز فرا گرفته بود. بسیار مطالعه می كرد و به دلیل حافظه قویش از معلومات دینی، تاریخی و ادبی خوبی برخوردار بوده و از این نظر سرآمد بزرگان منطقه به حساب می آمد.

مسجد جامع روستا را خود اداره می كرد و خودش اذان می گفت: می گویند صدای بسیار رسایی داشت به گونه ای كه صدای اذان او از فاصله 5 كیلومتری -در آن زمان بدون بلندگو- شنیده می شد. به تربیت فرزندانش بسیار اهمیت می داد و با وجود اینکه به كشاورزی و باغداری هم مشغول بود اجازه نمی داد حتی یك وعده نماز جماعت مسجد از او فوت شود. مادر شهید نیز از خانواده ای متدین و اهل علم از شیوخ روستای هَرم بود. شیخ محمد ضیایی در چنین محیطی و زیر نظر چنین پدر و مادری پرورش یافت.

در جستجوی علم و دانش

دوران كودكی را در روستای خود پشت سر گذاشت، مدت یك سال یا بیش در روستای بیدشهر در مكتبخانه مرحوم سید عقیل كاملی - دایی مادرش- به فراگیری قرآن مشغول بود. چهار سال از دوران دبستان را در روستای كوره سپری كرد. پس از آن به تشویق پدرش به مدت 4 سال در مدرسه دینی اوز - مدرسه شیخ احمد فقیهی - به تحصیلات دینی پرداخت. سپس به اصرار خودش و تشویق مادرش به قصد ادامه تحصیلات دینی راهی خارج از كشور شد. در ابتدا پدرش مخالف خارج رفتن وی بود و اصرار داشت كه او تحصیل علوم دینی را در همان مدرسه اوز به پایان رساند و در غیر اینصورت به كشاورزی و باغداری مشغول شود. اما اصرار شهید برای تحصیل در مدینه منوره و پشتیبانی مادرش باعث شد تا پدرش در سال 35 یا 36 شمسی او را به قطر بفرستد. در آن زمان شیخ 17 یا 18 ساله بود. مدت 6 ماه در آنجا مشغول كار بود. تا اینكه شیخ صدیق منصوری كه پیش از او از روستای كوره برای تحصیل به مدینه رفته بود ضمن نامه ای به شهید خبر می دهد كه برای او در مدینه منوره مجالی برای درس خواندن مهیا کرده است و بهتر است هرچه زودتر راهی مدینه شود. شهید برای كار، قرارداد یكساله داشت اما پس از دریافت نامه در حالیكه شش ماه از قراردادش گذشته بود بدون گرفتن حقوق، كارش را رها كرده و همراه كاروان حج از قطر رهسپار مدینه منوره گردید.

سال 1336 هـ.ش در سن 18 سالگی وارد مدینه شد. تحصیلات خود را همراه با شیخ صدیق منصوری بصورت غیر رسمی شروع می كند. در آن زمان هنوز دانشگاه مدینه افتتاح نشده بود ابتدا در مدرسه «دارالحدیث» درس می خواندند. بیشتر علوم دینی را در حلقه های درسی كه علمای مدینه در حرم نبوی تشكیل می دادند فرا گرفتند. این حلقه های درس در روضه مسجد النبی برگزار می شد. در آن مكان شریف صحیح بخاری، صحیح مسلم، سیرت و تفسیر را نزد شیخ محمد مختار شنقیطی آموخت. «احیاء علوم الدین» امام محمد غزالی را نزد شیخ ابراهیم خُتَنی كه اصلیتش بخارایی و فارسی زبان بود فرا گرفت. در حلقه درس حدیث در هر جلسه حدیث جدید را با شرح و تفسیر و دلایل می خواندند و در جلسه بعد از اول شروع كرده تا به حدیث جدید می رسیدند. شیوه درس خواندنشان به گونه ای بود كه شهید پیش از ورود به دانشگاه چندین بار صحیح بخاری و صحیح مسلم را دوره كرده بود. و حفظ قرآن را زیر نظر استاد حفظ در روضه شریف شروع کرده بود به صورتی که پیش از ورود به دانشگاه حافظ كل قرآن شد. 4سال بدین شكل بصورت غیر رسمی علوم دینی را كسب كرد یكی از هم دوره های عرب ایشان در دانشگاه مدینه پس از شهادتش در مورد وی گفته بود: دخل الجامعة و هو مجتهد.

وقتی در سال 1340 هـ.ش دانشگاه مدینه افتتاح شد، شهید جزء اولین گروه دانشجویان این دانشگاه بود. شهید ضیایی و شیخ صدیق منصوری تنها ایرانیان دانشگاه مدینه بودند. و به تشویق و تاكید شهید، برادرش شیخ عبدالوهاب ضیایی نیز دو سال بعد به مدینه رفت و به عنوان سومین ایرانی وارد دانشگاه مدینه شد. دانشگاه مدینه شامل چهار بخش مقدماتی، اعدادی، ثانوی و دانشگاه بود. شهید ضیایی از دوره ثانوی شروع به تحصیل كرد كه معادل دوره دبیرستان ایران است. تحصیلات دانشگاهی را در رشته شریعت گذراند. در طول تحصیلات همواره جزء دانشجویان ممتاز بود. به اندازه ای به زبان عربی مسلط بود كه خود می گفت: «در مدینه وقتی عربی صحبت می كردم كسی متوجه ایرانی بودنم نمی شد.»

پس از 8 سال با مدرك لیسانس در رشته شریعت با درجه جید جداً (بسیار عالی) از دانشگاه مدینه فارغ التحصیل شد. از جمله اساتید وی در دانشگاه: عبدالمحسن عباد، شیخ عبدالعزیز بن باز (رئیس دانشگاه)، شیخ محمد امین شنقیطی، شیخ عطیه محمد سالم، شیخ ابوبکر جزایری و شیخ عمر فلاته بودند، لازم به ذكر است كه شهید در تمام مدت تحصیل و اقامت در مدینه منوره از حمایتهای مالی و غیر مالی و راهنمایی های مرحوم شیخ عبدالرحیم انصاری یكی از علمای ایرانی ساكن مدینه برخوردار بودند. شهید ضیایی در مجموع حدود 13 سال در مدینه منوره اقامت داشتند و در این مدت 13 بار به سفر حج مشرف شد.

بازگشت برای ترویج هدایت و روشنگری

شهید در سال 1347 هـ.ش به ایران بازگشت و یكسال در روستای خود - هود- ماند. در همین سال اولین نماز تراویح با ختم كل قرآن به امامت وی در روستای قلات برگزار شد. سپس به منظور استخدام در آموزش و پرورش راهی تهران شد. در آنجا سه شهر تهران، مشهد و بندرعباس را به منظور تدریس در دبیرستان به او پیشنهاد كردند. شهید به تشویق و راهنمایی فرد بزرگواری بنام عبدالرحمن فرامرزی، بندرعباس را انتخاب كرد. از سال 48 مقیم بندر عباس شده و به عنوان دبیر دبیرستانهای بندر عباس شروع به تدریس دروس عربی كردند. از سال 48 تا سال 57 تقریبا هر سال به عنوان مدیر كاروان حج به سفر حج می رفتند. مجموعا در طور عمرشان بیش از 20 بار به سفر حج رفته اند كه آخرین بار پس از انقلاب بوده است. پس از بازگشت به ایران، شهید تلاش خود را برای فرستادن جوانان و نوجوانان اهل سنت به منظور تحصیل به دانشگاه مدینه آغاز كرد و تا چند سال به این كار ادامه داد. تعداد كسانی كه ایشان زمینه تحصیلشان را در مدینه فراهم نمود بسیارند. از جمله آنها علمای برجسته ای چون شیخ عبدالكریم محمدی، سید احمد یگانه، شیخ صالح انصاری، شیخ محمد صالح پردل و ... را می توان نام برد. از سال 48 تا 72 هر سال امامت نماز تراویح که هر شب یک جزء و نماز قیام را که سه جزء در آن قرآن تلاوت می کرد  در مسجد گله داری بندرعباس به عهده داشت. و تمام این سالها در رمضان، هر شب پس از نماز تراویح سخنرانی می كردند كه اكثرا بصورت پرسش و پاسخ بود، كه مشتاقان زیادی داشت. به صورتی که غالب سخنرانی های ایشان ضبط و تکثیر می شد.

مبارزه با جهل، بی دینی و نفاق

وقتی شهید از سال 48 فعالیت مذهبی خود را شروع كرد با مردمی روبرو بود كه از دین و مذهب چیز زیادی نمی دانستند و زمینه بی دینی و گمراهی با توجه به وضعیت پیش از انقلاب، فراهم بود. از همان ابتدای فعالیت همواره با تهدیدات، تمسخرها و مخالفت های افراد بی دین و منافق روبرو بود. از جمله این افراد، كسرویها و بهایی ها بودند كه مدتی بود در میان اهل سنت نفوذ كرده و پیروانی داشتند شهید یكی دو سخنرانی تند علیه آنها ایراد نمود، مانند : انتقاد شدید از جماعت مسجد در مورد شرکت کردن در تشییع جنازه چنین افرادی که منجر به توطئه ای شد كه در سال 53 علیه وی طرح ریزی كردند. در این حادثه شیخ ضیایی با خوردن شربتی مسموم در خانه یكی از این افراد دچار ناراحتی اعصاب شد. پس از مدتی تحمل بیماری، در شیراز تحت درمان قرار گرفت و بعد از سه - چهار ماه مشكلات روحی روانی بهبود یافت.

تاسیس مدرسه علوم اسلامی اهل سنت و جماعت در بندرعباس

در سال 1360 هـ.ش مدرسه علوم اسلامی اهل سنت و جماعت بندر عباس را با تشویقات و حمایت های مالی حاج ابراهیم عباسی و تشویقات شیخ مصطفی کهتویه تاسیس كرد. اگر چه ابتدا با مخالفتهایی روبرو شد، اما با حمایت جناب آقای حقانی نماینده وقت بندر عباس در مجلس توانست اجازه تاسیس مدرسه را بگیرد. تنها گردانندگان مدرسه در بدو تاسیس شهید ضیایی و مولوی محمد حسین واحدی (افغانی) بودند و تعداد طلبه ها در این سال 30 نفر از مناطق مختلف جنوب بودند. دروسی كه خود شهید تدریس می كرد، تفسیر، حدیث، سیرت، نحو و میراث بود. مدرسه ایشان اولین مدرسه اهل سنت در ایران بود كه كلاس بندی شده  و طلاب دروس دینی و دولتی را با هم می خوانند. در سایر مدارس در آن زمان هر چند سابقه بیشتری داشتند فقط دروس دینی را می خواندند. شهید اكثر اوقات خود را در مدرسه می گذراند فاصله منزلش تا مدرسه حدودا پنج كیلومتر بود اما با این وجود بیشتر نمازها را در مدرسه با طلاب می خواند. رابطه خوبی با طلبه ها داشت و در مواقع لزوم برای آنها به منزله پدر بود. به گونه ای كه شاگردانش مشكلات خانوادگی، مالی و ... خود را نیز با وی در میان می گذاشتند. او معتقد بود كه مدرسه را خدا اداره می كند و نه شخص خاصی. و وجود یا عدم وی هیچ مشكلی در روند اداره مدرسه ایجاد نخواهد كرد. همواره می گفت: «هر چه دارم از بركت مسجد رسول الله و مدینه منوره است، اگر خوبی می بینید از بركت آیات و احادیثی است كه در روضه خوانده ام و اگر بدی می بینید از خودم است»، مدرسه بیش از هر چیزی برایش اهمیت داشت. و معتقد بود اداره مدرسه باید توسط شورای مدرسین باشد نه شخص واحد. و بر همین اساس مدرسه به صورت شورایی با مدیریت خود ایشان اداره می شد.

 سلوك اخلاقی و كمالات انسانی و ایمانی شیخ شهید

رابطه شهید با مردم بسیار خوب و به صله رحم بسیار اهمیت می داد. در حل و فصل مشكلات نیازمندان نهایت تلاش خود را می كرد. با افرادی كه بنیه مالی ضعیفی داشتند به گونه ای بر خورد می كرد كه هرگز احساس حقارت نمی كردند. اما به یقین آنچه بیشترین تاثیر را بر مردم بخصوص جوانان می گذاشت سخنرانیهای جذاب و جامع ایشان بود. موضوعات سخنرانی ایشان همواره بر محور تبلیغ دین وعقائد اهل سنت و بیان شیوا و درس آموز تاریخ اسلام قرار داشت. هرگز در هیچ سخنرانی و هیچ خطبه ای به هیچ مذهب و فرقه ی اسلامی توهین نمی كرد. شهید معتقد بود برای تبلیغ دین هیچ نیازی به كوبیدن و توهین نیست. در همه چیز میانه رو بود. با وجودی كه اكثر خطبه های جمعه را خود ایراد می كرد، اما هر گز از این جایگاه برای توهین به سایرین استفاده نكرد و لیكن ظاهرا آنچه برای منافقین قابل تحمل نبود همان تبلیغ اسلام بود.

هنگام رفع مشكلات دیگران هیج توجهی به مذهب شخص محتاج نمی كرد. به نماز بسیار اهمیت می داد بویژه نماز صبح با جماعت در مسجد. فرزندانش را از هفت-هشت سالگی به مسجد می برد بخصوص برای نماز صبح.

هنگامی كه راهی مسافرت می شد توصیه اش این بود كه: بی نماز نشوید. همواره دوست داشت كه فرزندانش چه دختر و چه پسر تحصیلات عالیه داشته باشند. با بچه ها بسیار مهربان بود و مخالف تنبیه بدنیشان بود. برای سادات احترام خاصی قایل بود. و بطور كلی آنچه باعث محبوبیت و احترام وی نزد دیگران می شد اخلاق و تواضع و فروتنیشان در برخورد با مردم چه شیعه چه سنی بود.

 خوني كه چراغ هدايت و بيداري را بر افروخت

 شيخ محمد ضيايي پس از عمري دعوت. در سن 55 سالگي در روزي ما بين چهارشنبه 22 تيرماه 1373 تا چهار شنبه 29 تيرماه 1373 مطابق با 4 الي 11 صفر 1415 ه_.ق به درجه رفيع شهادت رسيد. شهادت شيخ آخرين و بزرگترين افتخار در زندگي دنيوي او بود كه به آن نايل آمد.

پس از شهادت او مدرسه اي كه با اخلاص او اداره مي شد استوارتر از هميشه به كار خود ادامه داد و نوارهاي سخنراني او بين مردم دست به دست شد، مراسم تشييع جنازه اي كه مردم براي او ترتيب دادند و نه خانواده وي، بي نظير بود.

نه تنها از طرفداران شهيد كاسته نشد بلكه كساني كه تا آن روز نام ضيايي را هم نشنيده بودند، آن روز شنيدند و مشتاق شناختن او شدند. اغراق نيست اگر بگوييم شيخ ضيايي دائره المعارفي از تاريخ اسلام و احكام اسلامي بود كه جامعه اهل سنت از دست داد. اما بدون شك شاگرداني از خود بجاي گذاشت كه توانستند جاي خالي او را پر كنند.

                                    ************

دنیا و هرچه بود به دنیا نهاد و رفت

چون لاله داغ بر دل صحرا نهاد و رفت

مـثل عـبـور حـادثه از مــرز التهــاب

بر روی لحظه های خطر پا نهاد و رفت

مثل نسیم خانه به دوش زمانه بود

مــا را در کنـارپنجـره تنهـا نهـاد و رفت

وقت غروب خورشید همانند آفتـاب

آیـنــه در مقـابــل فــردا نهــاد و رفــت

گـل بود کـز مهاجرت ناگهان خویش

داغ بهــاره ای بـــر مـا نهـــاد و رفــت

 

 منبع :http://www.ziyaei.com

 

برخی از شیوخ و علمای اهل سنت جنوب ایران

  

  شيخ عبدالله انصاری (رحمة الله علیه)
 



ولادت:
در سال 1340 هـ.ق. در خانه‌ي شيخ ابراهيم انصاري، در روستاي چاه مسلّم بندر لنگه، فرزندي به دنيا آمد كه وي را عبدالله نام نهادند. شيخ ابراهيم تصور نمي‌كرد كه ستاره‌ي اقبال فرزندش آن قدر بتابد كه جهان اسلام را روشن كند.
عبدالله يك ساله بود كه پدرش به شوق ديدار استاد شيخ عبدالرحمان بن يوسف معروف به سلطان العلماء روانه‌ي بندر لنگه شد تا وي را در امر تدريس ياري رساند، پس از شش سال اقامت در بندر لنگه و خدمت در كنار سلطان العلما، زماني كه عبدالله هفت ساله بود، شيخ ابراهيم به سبب ستم‌هايي كه حاكم چاه  مسلم در حق وي روا مي‌داشت، آهنگ هجرت به قطر كرد و پس از وداع با استاد محبوبش، عازم آن ديار گرديد و در آن كشور اقامت گزيد.
فراگيري دانش:
عبدالله در بدو امر در مقابل پدر بزرگوارش زانوي تلمذ زد، در سن دوازده سالگي موفق به حفظ كل قرآن كريم شد و تعدادي از كتب فقه را از والدش فراگرفت. سپس عازم منطقه‌ي احساء شد و به مدت سه سال در آن جا به كسب علم پرداخت و پس از آن به مكه مكرمه رفت و دروس فقه، اصول، حديث و تفسير را از علمايي كه در حرم مكي شريف تدريس مي‌كردند، فراگرفت.
مسئوليت‌ها و خدمات:
شيخ عبدالله پس از اتمام تحصيلات به قطر بازگشت و در وزارت آموزش و پرورش مسئوليت اداره‌ي امور عشاير و روستايي آموزش و پرورش را برعهده گرفت.
پس از آن شيخ عبدالله اداره امور ديني در وزارت آموزش و پرورش قطر را تأسيس كرد و خود مسئوليت آن را برعهده گرفت. سپس مركز احياءالترث الإسلامي را تأسيس نمود و خود متولي اداره آن شد و از مهم‌ترين امكانات روز براي تحقيق و تحصيل استفاده نمود، تا جايي كه دولت قطر از آن به عنوان مؤسسه‌ي علمي بزرگي تقدير نمود.
هم چنين ايشان رصدخانه‌اي را تأسيس كرد كه مبناي تدوين و تنظيم تاريخ هجري قمري در جهان گشت.
زماني كه شيخ عبدالله انصاري مركز احياءالتراث الإسلامي را افتتاح كرد، توانست كتاب‌هاي فراواني را با كمك‌هاي دولت و هزينه‌ي خود چاپ كند، اكثر اين كتب با مقدمه‌هاي شيخ چاپ مي‌شد و پس از چاپ به صورت رايگان به در مناطق مختلف جهان پخش و ارسال مي‌شد.
تلاش در جهت برگزاري سومين كنفرانس بين المللي سيرت و سنت نبوي در قطر:
يكي از مهم‌ترين فعاليت‌هاي شيخ عبدالله انصاري برگزاري سومين كنفرانس بين المللي سيرت و سنت نبوي در پنجم محرم سال 1400 هـ.ق. با حضور شخصيت‌هاي برجسته‌اي مانند: استاد مصطفى زرقاء، شيخ محمد غزالي، استاد محمود شيث خطاب، علامه سيد ابوالحسن ندوي، دكتر يوسف قرضاوي، استاد فتحي يكن، شيخ محمد مجذوب، دكتر نجيب گيلاني، دكتر سعيد رمضان بوطي، دكتر سعيد حوي، دكتر محمدعبده يماني، دكتر اكرم ضياء العمري، استاد انور جندي و ... در دوحه قطر مي‌باشد.
شيخ در راستاي برگزاري اين كنفرانس تلاش‌هاي بي‌دريغي نمود كه قابل قدرداني است، به اجماع علما و انديشمنداني كه از نقاط مختلف جهان اسلام در اين كنفرانس شركت كرده بودند، شيخ عبدالله انصاري به عنوان رئيس كنفرانس برگزيده شد. در اين كنفرانس بحث‌هاي بسيار باارزشي مطرح گرديد كه تمامي اين مباحث در هفت جلد، تحت سرپرستي و نظارت خود شيخ چاپ شد.
ساير فعاليت‌هاي شيخ عبدالله انصاري:
شيخ عبدالله انصاري به اتفاق شخصيت‌هاي برجسته‌اي مانند: علامه سيد ابوالحسن ندوي، دكتر طه جابر العلواني، دكتر يوسف قرضاوي و تني چند از بزرگان جهان اسلام، سازمان رابطة العالم الاسلامي را تأسيس نمودند. هم چنين ايشان عضو هيئت مؤسسين شوراي عالي مساجد حجاز بودند.
از ديگر مسئوليت‌هاي وي مي‌توان به عضويت در هيئت مؤسسين انجمن جهاني خيريه‌ي اسلامي و عضويت در كادر اداري آن اشاره نمود. هم چنين شيخ عبدالله رابطه تنگاتنگي با تشكل‌ها و مؤسسات و دانشگاه‌هاي اسلامي در هند، پاكستان، فيليپين و نقاط ديگر آسيا و آفريقا داشت.
جايگاه شيخ نزد پادشاه قطر:
فعاليت‌هاي گسترده‌ي شيخ عبدالله سبب شد تا وي محبوبيت خاصي نزد شيخ خليفه بن حمد آل ثاني، پادشاه قطر داشته باشد، چه بسا گاهي اوقات خود پادشاه قطر به خانه‌ي ساده و بي‌آلايش شيخ مي‌آمد تا با وي ديدار نمايد. شيخ با نصايح و دل‌سوزي‌هاي خود، پادشاه را راه‌نمايي مي‌كرد و پند و اندرز مي‌داد و مشكلات مردم قطر و جهان اسلام را به گوش وي مي‌رساند و در برطرف كردن آن‌ها از پادشاه ياري مي‌جست.
دعوت و جهاد:
شيخ عبدالله انصاري تمامي وقت، مال و تلاشش را براي گسترش اعمال خيريه در جهان وقف كرده بود و بر هر نوع كمك و مساعدتي براي برادران مسلمانش در جهان اسلام حريص بود تا بتواند ظلم و فقر و تنگ‌دستي را از آنان بزدايد.
وي نمونه بارز دعوت‌گري بود كه تا آخر عمر مباركش در راه حق و صلاح و نشر دعوت اسلامي و پناه دادن به بي‌پناهان و سرپرستي ايتام و نيازمندان و تعليم و تربيت آنان بي‌وقفه تلاش مي‌كرد.
شيخ انصاري در آخر عمر مبارك، على رغم كهولت سن و ضعفي كه داشتند، از حضور در كنفرانس‌ها و همايش‌هايي كه براي دعوت اسلامي و اعمال خيريه در قطر يا جهان اسلام برگزار مي‌شد، ابا نمي‌ورزيد و در جهت نشر دعوت به سرتا سر نقاط جهان سفر مي‌كردند.
وي موضع گيري‌هاي شجاعانه‌اي در نصرت اسلام و مسلمين و دفاع از آن و هموار نمودن مسير جهاد در سراسر جهان داشتند و زماني كه شوروي سابق به افغانستان حمله كرد، در كنار برادران مسلمانش در افغانستان ايستاد و به وسيله مساعدت‌ها و تلاش‌هاي بي‌اندازه‌اش آنان را ياري نمود، هم چنان كه در كنار انتفاضه فلسطين ايستاد و نهايت تلاشش را در كمك به فلسطينيان به كار بست و آرزوي ديرينه و تمام همّ و غم وي آزادي قدس شريف از چنگال يهوديان غاصب بود.
 خصوصيات اخلاقي:
از خصوصيات بارز شيخ عبدالله احترام به علما و تشويق آنان براي خدمت به علم و دين بود. ايشان انساني متواضع و فروتن بود كه با وجود داشتن عالي‌ترين منصب ديني در قطر، از رسيدگي به مشكلات شخصي مردم و سرزدن به آنان دريغ نمي‌ورزيد.
تواضع ايشان به اندازه‌اي بود كه با وجود جايگاه علمي‌اش دوست نداشت كسي وي را عالم و دانشمند بنامد؛ بل‌كه تنها لقبي كه او براي خود برگزيد و در تمامي كتاب‌هايي كه نوشته، يا تحقيق نموده، يا چاپ كرده، مشهود است، خادم العلم مي‌باشد.
از خصوصيات ديگر شيخ عبدالله انصاري مي‌توان به صراحت لهجه‌ي وي در دفاع از اسلام و مسلمانان اشاره نمود كه همين امر سبب شد در آخر حيات مبارك‌شان اختلافات شديدي بين او و حكومت قطر به وجود بيايد، تا جايي كه دولت وي را از همه‌ي مناصب دولتي عزل نمود.
آثار:
شيخ عبدالله انصاري آثار متعددي در بخش تأليف و تحقيق بر جاي گذاشت كه از آثار وي مي‌توان به موارد ذيل اشاره نمود:
الف: تأليف:
1.  صفة التحية في الإسلام؛
2. خمرة الخبائث؛
3. مجموعة المتون الفقهية؛
4. رسالة الاعلام في بلاد الاسلام و علاقتها بالدعوة الاسلامية؛
5. عتاب من الكبد (تأليف همراه با دكتر مصطفى زهرة)؛
6. معرفة الصواب في موافقة الحساب؛
7. ردود على أباطيل و رسائل شيخ محمد؛
8. ادعية و اذكار نبوية؛
9. مواقيت الصلاة حسب توقيت لندن (تحقيق و تأليف)؛
10. تقويم القطري بالتوقيت الغروبي و الزوالي (تحقيق و تأليف).
ب: تحقيق:
1. ارشاد الحيران في معرفة آي القرآن (تأليف پدر بزرگوارش شيخ ابراهيم انصاري)؛
2. التقاط الدرر و اقتطاف الثمر من كتب اهل العلم و الأثر (تأليف: شيخ حسن قنوجي)؛
3. تفسير ابن عطية؛
4. الروضة الندية (تأليف: شيخ حسن قنوجي)؛
5. مفيد العلوم و مبيد العلوم (تأليف: جمال الدين ابوبكر خوارزمي)؛
6. صيحة الحق (تأليف: شيخ محمد درويش)؛
7. من خلق القرآن (تأليف: محمد عبدالله دراز)؛
8.  مصرع الشرك و الخرافة (تأليف: خالد محمد علي الحاج)؛
9. التحقيق الباهر في معنى الايمان باليوم الاخر (تأليف: ابي الفضل بن عبدالله)؛
10. زاد المحتاج بشرح منهاج (تأليف: شيخ حسن كوهجي).
وفات:
شيخ عبدالله انصاري در آخر عمر بيمار شد و براي معالجه او را به انگلستان بردند. در روز 16 ربيع الاول سال 1410 هـ.ق. زماني كه شيخ در بيمارستاني در لندن بستري بود و احساس مي‌كرد آخرين روزهاي زندگي را سپري مي‌كند، فرزندش را به حضور طلبيد و وصاياي بسياري به وي نمود و سپس به ذكر و ياد خداوند مشغول شد، تا اين كه دارفاني را وداع گفت و به ديدار پروردگارش شتافت. وفات شيخ عبدالله انصاري ضايعه‌اي بسيار بزرگ بر جهان اسلام بود. روحش شاد.


 سيد امير شيخ قتالي (رحمة الله علیه)


  
 سيد امير شيخ قتالي فرزند مرحوم شیخ محمد عالم صدرالاسلام است. سید عالم صدرالاسلام از فقیهان معروف منطقه که به درخواست شیخ محمد خان از «روستای دهتل» به دژگان آمده و در آنجا ساکن شده‌است، در مدرسه دینی شیخ محمد خان بستکی که حاکم دژگان بوده علوم دینی را به طلاب می‌آموختند و تعداد زیادی طلبه داشتهاست. سادات خمیر و جاسک، خاندان قتالی‌های خمیر، عالمان جاسک، آل عبایی‌های گوده و بستک همگی از نوادگان و طایفه سید محمد عالم اند.
سيد امير شيخ قتالي در سال 1320 هجري قمري در خانواده روحاني و سادات كه اصالتا اهل گوده بستك بوده متولد شد که بعدها در دژگان و بندر خمير ساكن شدند. تولدش آن گونه که پدرش به نظم آورده پانزده رجب 1320 هجری قمری برابر با 1281 شمسی در بندر خمیر اتفاق افتاده است:
خریف و نیمه ماه رجب بود
تولد میر شیخ اندر طلب بود
بتاریخ هزار و سیصد و بیست
در آن هنگام ایام طرب بود
پدر و مادرش از سادات منطقه بستک و بندرعباس بوده اند . در هفت سالگی پدر را از دست داده و مادر تعلیم و تربیت او را به عهده می گیرد.
این مادر فرهیخته قرآن و مبانی دینی و ادبیات فارسی را به او آموزش می دهد . آنگاه در محضر درس اساتید دیگر حضور می یابد و در علوم دینی به کمال می رسد .
علوم مقدماتي را نزد مادر خود فرا گرفته و همچنين نزد علمايي مانند شيخ محمد صالح بستكي و مرحوم سيد عبدالرحيم صدرالاسلام تلمذنمودند. علاوه بر اين در حوزه علميه اسماعيليه قشم و نيز مدرسه ديني سلطان العلما بندر لنگه زير نظر مرحوم شيخ عبدالرحمن يوسف سلطان العلما تحصيلات ديني خود را تكميل و افاضه معلومات شيخ عبدالرحمن يوسف سلطان العلما تحصيلات ديني خود را تكميل و افاضه معلومات نمودند.
در اوان جوانی در بندر خمیر ، به رتق و فتق امور زندگی و مسائل دینی مردم اشتغال می ورزد و چندی بر سر تاسیس مدرسه علوم دینی و در دژگان با دولتیان وقت ، درگیری داشته است . شیخ از طبعی روان در شعر و شاعری برخوردار بوده و کتاب مولود نامه برزنجی را به نظم درآورده است .
وي در تمام زندگي اش در بندر خمير به ارشاد و فتوا و ساير مراسم تا سال وفات يعني 25 شعبان 1416 ه.ق مشغول بوده است . وي در سال 1352 اقدام به بازگشايي مدرسه علوم ديني پدر و برادر خودش كه سابقا در دژگان بوده نمود از جمله آثاري كه از او بجا مانده تربيت صحيح خانوادگي اوست كه فرزندان ذكور ايشان دو نفر از فرهنگيان با سواد در بخش خمير هستند و دو نفر ديگر از فرزندان ذكور ايشان علوم شرعيه را تحصيل نموده و بجاي پدر مدرسه علوم ديني صدر السلام خمير را اداره مي نمايد و 4 دختر دارد كه علوم شرعيه نزد پدر فرا گرفته و در تا بستان اقدام به تدريس در مكتبخانه مينمايند .
آثار ديگري كه از او بجا مانده ترجمه منظوم مولود برزنجي است . و از جمله ابتكارات آن بزرگوار اين بود كه در سال 1364 اقدام به باز گشايي مدرسه اي تحت عنوان مدرسه تحفيظ قران در بندر خمير نمود كه در نتيجه آن بچه ها به قرائت و حفظ قرآن مشغول بوده كه از ثمرات اين مدرسه تحويل دادن بيش از 50 حافظ كل قرآن مي باشد . شخصيت مذهبي, اجتماعي و سياسي آن مرحوم مورد توجه همه اقشار بوده و بالاخص موضع گيري صحيح و بي پرده در برابر افرادي كه به نحوي در كار دين خلل ايجاد مي كردند مي باشد .
فرزندان شیخ همگی دارای تحصیلات کلاسیک می باشند و در بندر خمیر راه پدر را ادامه می دهند . تخلص شعری وی (( ناتمام )) است . شاعری از اوز درباره او این ادبیات را سروده است :
ای آنکه نام خویش نهادی تو ناتمام
عنوان ناتمام نهادی تو بر تمام
پوشیده آدمی است به زیر زبان خویش
حال درون مرد هویدا کند کلام
نطق و بیان توست بلیغ و بدیع و نغز
دری است شاهوار ، ز معنی در انتظام
شیخ در سال 1364 شمسی چشم از دنیا فرو بست و در بندر خمیر مدفون گشت .  

نمایی از مدرسه قدیمی شیخ صدرالاسلام واقع در روستای دژگان بندرخمیر  

 

  

 شیخ حاج عبدالرحمن محمد عبدالله حاجی مدالی شمسی پلی (رحمة الله علیه)

  
 
عالم عارف و فقیه زاهد حاج عبدالرحمن محمد عبدالله حاجی مدالی شمسی پلی  درسال1257هـ ش  در بندر پل استان هرمزگان، چشم به جهان گشود اصلیت او از روستای مرباغ یا مرباخ روستای بزرگی از توابع بخش شیبکوه بندر لنگه می باشد  دوران صباوت را در آغوش پر مهر و محبت خانواده سپری کرد و با آداب و تربیت صحیح اسلامی آشنا شد. سپس عشق به علم آموزی و کمال جویی او را راهی جزیره قشم روستای کاروان نمود، سالیانی چند در محضر پر فیض عالمی بزرگ و وارسته آن دیارشیخ محمد زکریا الکمالی زانوی ادب زد و با جدیت و تلاش شبانه روزی به کسب علم و معارف اسلامی پرداخت. وپس ازوفات شیخ بزرگوار برای تکمیل تحصیل وارد مدرسه کمالیه بندحاجعلی شد تا از محضر شیخ زکریا کمالی فیض ببرد. او پس از اتمام هفت سال دوران طلبگی در جزیره قشم راهی بندرلنگه شد تا چند صباحی از محضر شیخ بزرگوار شیخ عبدالرحمن بن یوسف خالدی سلطان العلماء مستفید گردد . او پس از کسب اجازه علمی به دیار خویش بازگشت و به امر قضا و حل مشکلات مردم پرداخت.
   در سالهایی که حاج عبدالرحمن پلی در بندرپل، فارغ از هر امری به امر قضاوت در امور شرعی بین مردم اشتغال داشت، مسجد جامع بندر پل که توسط جدش حاج عبدالله مدالی شمسی بناء شده بود خودش با دستان خویش به ترمیم و بازسازی آن پرداخت. او در طی دوران عمر با برکتش چهار بار راهی بیت الله حرام برای ادای فریضه حج شد که اولین سفر حج را آن طور که خودش بازگو کرده این سفرهفت ماه به طول انجامیده وخیلی از این مسیر طولانی را با پای پیاده پیموده است . او از آن جا که با شیخ سید امیر شیخ فقیه نامور بندرحمیر رابطه تنگنائی داشت دربیشتر قضاوت امور شرعی به مشورت با او می پرداخت . از حاج عبدالرحمن پلی  دو فرزند بنامهای حاج علی و حاج عباس و سه دختر بنامهای فاطمه ،خدیجه و آمنه  به یادگار مانده است که به حق خلف صالح پدر و در بزرگواری و بخشندگی و ترحم به نیازمندان شهره دارند. باری، عالم ربانی حاج عبدالرحمن پلی، آن اسوه زهد و عرفان، پس از عمری مجاهده و مبارزه با نفس، در سال1374هـ ش در حالی که 90 سال داشت در بندر پل دار فانی را وداع گفت و به دیدار محبوب شتافت. و در قبرستان محل سکونتش به خاک سپرده شد ...
 
خداوند او را مورد رحمت و مغفرت خویش قرار بدهد...
 


 

شیخ عبدالرحمن خالدی ملقب به سلطان العلما(رحمة الله علیه)

علامه شیخ الاسلام شیخ عبدالرحمن سلطان العلماء از بزرگان منطقه و شهرستان بندر لنگه در استان هرمزگان در جنوب ایران بوده‌است. نام کامل وی: شیخ عبدالرحمن بن یوسف الخالدی المخزومی. نسب ایشان به «سیف الله المسلول» خالد بن ولید بن المغیره می‌رسد. ایشان در شهر بستک دیده به جهان گشودند، دوران کودکی در زادگاه وخود وسپس برای کسب علم به مدارس دینی کوهیج رفتند. در نوجوانی برای ادامه تحصیل رهسپار دیار هند شدند، از آنجا به کشمیر ، مکه ، مدینه ، الاحساء ، رفتند. از آنجا نیز به مصر رفتند ودر دانشگاه ازهر شریف تحصیل علم نمودنمد. سپس به بستک مراجعت نمودمد ودر آنجا مدرسه ساختند و به کودکان آموزش می‌دادند. در بستک قوام السلطنه لقب «سلطان العلماء» به ایشان دادند. ایشان در مدرسه خود مشغول تدریس بودند تا اینکه در سال ۱۳۲۶ هحری قمری ودر اثر اغتشاش بستک را ترک نمودند ورهسپار بندر لنگه شدند. در آنجا مدرسه «الرحمانیه» بنیادگذاری نمودند وبه دانش آموزان علوم شرعی ودینی تعلیم می‌دادند. ایشان در سال ۱۳۶۰ هجری قمری در لنگه این دار فانی را بدرود گفتند.


 

علامه شیخ الاسلام شیخ عبدالرحمن سلطان العلماء (رحمة الله علیه)


بدون شک معرفی شخصیتهای بزرگ معاصر کاری بس دشوار است که مستلزم تحقیق عمیق و مطالعه دقیق سیرت و تاریخ آنان بوده و با نگارش شرح حالی مختصر نمی توان به تمام ابعاد زندگیشان پرداخت. ولی من باب گفتار حکیمانه (مَا لایُدْرَکُ کُلُّهُ لا یُتْرَکُ جُلُّه) بر آن شدیم که حداقل به برخی از زوایای زندگی ایشان نگاهی بیاندازیم.
شخصيت مورد نظر این مقام یکی از علمای اعلام جنوب است که پس از سالها سیر و سفر در مسیر علم اندوزی به آموزش علوم دینی و خدمت به مردم در منطقه بستک و بندرلنگه پرداخت. آری وی شیخ عبدالرحمن خالدی بود که در میان مردم به سلطان العلماء معروف شد. عبدالرحمن بن يوسف بن عبدالرحمن بن محمد على بن عبدالرحمن بن عبدالله بن ملاحسين خالدى، نسبش به مجاهد نستوه، سيف الله المسلول خالد بن وليد مخزومى قريشى مى رسد. او در بستك، در خانواده اى مذهبى ديده به جهان گشود و مقدمات علوم را نزد پدر خویش یاد گرفت.
 
در جستجوي علم:
از همان دوران كودكى به دلیل شوق و رغبتی که به کسب علم داشت پا به این عرصه نهاد و در روستای كوهيج كه در آن برهه مهد تعليم و تربيت بود و به دارالعلم شهرت داشت از محضر عالمى برجسته همچون شيخ محمد شافعي كسب فيض نمود. سپس سلسله سیر و سفرهای علم اندوزی این جوانمرد که در واقع یادواره رحلات علمی سلف صالح بود آغاز گشت و به جاهای زیادی من جمله هند، کشمیر، کردستان، بغداد، بصره، مکه، مدینه و ..... مسافرت کرد و در نهایت روانه ی مصر شد و از چشمه ی جوشان علمای «الأزهر» سیراب گشت.
 
بازگشت به دیار:           
ايشان پس از سالها تلاش و کوشش و شکیبائی در مسیر تحصیل علم، به مصداق
 آیه ی
 (وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا
 فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ)
[توبه:122] به زادگاهش بازگشت و در سال 1301 هجری قمری «مدرسه ی رحمانیه» را تأسیس نمود و در آنجا به نشر آموزه های دینی و معارف اسلامی به دو زبان عربی و فارسی پرداخت.
رفته رفته فعالیتها و تلاشهای دینی ایشان گسترش یافت و نبوغ علمی و جایگاه اجتماعی ایشان نه تنها برای عموم مردم، بلکه در محافل اهل علم و مجالس خواص برجسته گشت. بنابراین به پیشنهاد علمای منطقه و حمایت صولت الملک (خان بستک) از سوی قوام السلطنه والی فارس به «سلطان العلماء» ملقب گشت.
از شاخص های اخلاقی ایشان می توان به حق گویی و صراحت لهجه اشاره کرد. وی در برابر اجحاف و حق کُشیهای برخی از حکام ایستادگی می کرد و با سلاح برنده امر به معروف و نهی از منکر به دفاع از حقوق ستم دیدگان بر می خواست.
 
هجرت به لنگه:
در سال 1327 هجری قمری به دلیل خلع محمد علی شاه قاجار از سلطنت، فضای کشور آشوب زده شد و به دنبال آن فضای اجتماعی و سیاسی منطقه لارستان و بستک نیز آشفته و نابسامان گشت. شیخ این اوضاع را برای پیشبرد اهداف و برنامه ها نامناسب دیده، و به مصداق آیه ی (وَمَنْ يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً... ) [نساء: 100] بار سفر بست و به بندرلنگه مهاجرت کرد.
در آنجا فعالیتها از سرگرفته شد و با بنیان گذاری مدرسه رحمانیه که متعاقباً به «مدرسه ی دینی سلطان العلماء» معروف شد، سالها به جهل زدایی، نشر آموزه های دینی و پرورش نسلی آگاه و بیدار همت گماشت.
 
شاگردان سلطان العلماء:
در طول عمر پر برکت شیخ، شاگردان زيادى نزدشان تلمذ كرده و از محضر علم و شخصيت ايشان كسب فيض نموده اند، علماء و فضلايي همچون مرحوم شيخ زکريا کمالی دانشمند مشهور جزيره ي قشم، مرحوم سيد عبدالرحيم خطيب مرجع اهل سنت بندرعباس، مرحوم شيخ ابراهيم و شيخ عبدالله انصاري از علمای قطر، و مرحوم شيخ عبدالرحيم انصاري از علمای مدينه منوره، مرحوم شيخ محمد نور مدني (شيخ لاور) و مرحوم سيد أمير شيخ قتالي (بنيانگذار مدرسه دینی بندرخمیر) و مرحوم شيخ احمد نور كهتويي از جمله شاگردان وی به شمار می آیند.
و البته پرواضح است که فرزند برومندشان، شیخ محمدعلی خالدی از بارز مردان اين ميدان است، که پس از رحلت پدر، سکان داری این کشتی مبارک را به نیکی به عهده گرفت و در خطه جنوب رجالی را بساخت تا منادی حق و حقيقت بوده و حرکت دانش و اصلاح جامعه را با درایت و حکمت به سرمنزل مقصود رهنمون سازند.
 
آثار و تألیفات:
سلطان العلماء دست و قلم توانمندی برای نگارش علوم دینی داشته، و در این حوزه نوشته های ارزشمندی - که اکثرا به زبان عربی است- را از خود به جای گذاشته است. کتابهایی چون: شرح نظم متن منهج الطلاب (در پنج جلد)، نبراس الهدی شرح قطر الندی (در علم نحو)، ظهور الحقائق (در سیرت پیامبر) و الفوائد الصمدیه (در علم نحو) از جمله تألیفات ایشان به شمار می آیند.
 
وفات:
این بزرگ مرد پس از سالها نشر تعالیم دینی، دعوت و ارشاد مردم و خدمت به جامعه در روز شنبه سوم محرم سال 1360 هجری قمری چشم از جهان فرو بست و به لقای پروردگار رحمان شتافت و در بندرلنگه به خاک سپرده شد.
 
روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
 
منبع: مجتمع دینی بستک







شیخ محمد اسماعیلی (شیخان) (رحمة الله علیه)

  شیوخ و علمای اهل سنت

شیخ محمد بن احمد بن اسماعیل ملقب به شیخان نزدیک یک قرن پیش در حدود سالهای 1290- 1280 در جزیره قشم دیده به جهان گشود. خانواده ای که شیخان در آن متولد شده بود خانواده ای علمی مذهبی به شمار می آمد که نسل اندر نسل عالمانی بزرگ تربیت کرده بود واین مرهون زحمالت و رحلات علمی اجدادشان بود پدر ایشان شیخ محمد بن احمد از علمای بزرگ منطقه بود که در زمان خود مرجعی برای فتوا به حساب می آمد و در مدرسه اجدادیش در شهر قشم به تدریس علوم مختلف دینی می پرداخت. مادر ایشان از خانواده ای عرب زبان بود . شیخ محمد (شیخان ) از همان اوان کودکی به کسب علم و دانش ودر پیش گرفتن طریق پدر همت گمارد . مادرش بسیار علاقه داشت که او را عالم دین ببیند لذا او را شیخان لقب داد. شیخان در ده سالگی موفق به ختم کلام الله مجید شد ودروس مقدماتی دینی را نزد پدر آموخت . طبع والای شیخان وحریص بودن وی به کسب علم او را واداشت تا دیار پدری را ترک گوید وراهی خارج از جزیره شود در آن زمان با توجه به فقدان امکانات تحصیل در خارج از جزیره بسیار طاقت فرسا بود اما عشق وعلاقه شیخان او را بر تحمل تمامی مشکلات توانا ساخت . متاسفانه ما نتوانستیم اطلاعات زیادی در رابطه با اساتید وشهرهای تحصیل ایشان بدست آوریم اما آنچه که از شاگردان و فرزندان ایشان نقل شده است گواه بر آن است که شیخان در محضر شیخ محمد حنیف نیز تلمذ نموده است.
شیخان در تحصیل علم آنچنان جدیت و پشتکار داشت که شبها خود را به ستون می بست تا مبادا خواب بر او مستولی شود واز مطالعه باز ماند . شیخان روزها را در محضر اساتید وشبها را با مطالعه سپری می نمود .
وی با توجه به تیزهوشی فوق العاده واخلاق کریمانه ای که داشت همواره مورد توجه اساتید قرار می گرفت. شیخان پس از سالها تحصیل و تسلط بر زبان عربی در علوم مختلفی چون لغت ، صرف ونحو، فقه ريال کلام ، بلاغت و اصول تبحر یافت وبه درجه استادی رسید.
شیخان پس از وفات پدر به سرزمین مادری خویش بازگشت  ودر مدرسه اجدادیش به تدریس علوم مختلف دینی مشغول شد ایشان برای خدمت به مردم ورفع مشکلات آنها و رسانیدن اندوخته علمی خود به دیگران از هیچ تلاشی فروگذار نبود. دیری نپایید که آوازه ی علم ودانش وتقوای شیخان طلاب علوم دینی را از مناطق مختلف به سود ایشان کشانید. شیخان آنچنان به عامل تقوا واخلاص اهمیت می داد وهمواره شاگردان خویش را به آن سفارش می نمود. شیخان بعنوان مفتی و مرجع مردم مطرح شد ومردم از مناطق مختلف برای حل مشکلات خویش به ایشان مراجعه می کردند .از جمله کسانی که در محضر ایشان تلمذ نموده وتوانستند به درجات عالی علمی دست یابند می توان به شیخ محمد شریف صالحی ، شیخ عبدالرئوف نحوی ، شیخ سید محمد حبیب قریشی ، شیخ سید عبدالرحیم خطیب ، شیخ حاجی عیسی ترکمانی ، شیخ حاجی صالح تلوتاسی ، شیخ محمد صالح امینی اشاره کرد.
مدرسه اسماعیلیه ابتدا در شهر قشم قرار داشت اما شیخان پس از وفات پدر محل سکونتش را به روستای گیاهدان انتقال داد مدرسه ی مذکور نیز به این روستا انتقال یافت. طلاب از روستاهای مختلف جزیره و سرزمینهای ساحلی پیاده برای تحصیل علم به سوی ایشان می شتافتند. شیخ محمد شیخان سرانجام پس از گذراندن حیات علمی که سراسر آن را به تحصیل وتدریس پرداخته بود به سال 1357 هـ . ش در همین روستا وفات نمود .
  خداوند روحش را در جوار رحمت ومغفرت خویش قرار دهد


شیخ محمد شریف صالحی (رحمة الله علیه) 




شیخ در سنین جوانی
شیخ محمد شریف صالحی یکی از علمای برجسته وفقیه مشهور در سال 1305هجری شمسی در روستای رمکان جزیره قشم در خانواده ای متدین چشم به جهان گشود ، نبوغ و زکاوت از همان دوران کودکی در شخصیت این عالم ربانی نمایان بود ایشان پس از تعلیم قرآن کریم برای تحصیل و تبحر در علوم شرعی به محضر علامه شیخ محمد بن احمد اسماعیل مشهور به شیخان پیوست تا از دریای علم ومعرفت سیراب گردد ، ایشان سالیان مدیدی در رکاب شیخان گذراند و در طی آن  أهم علوم امهات کتب شرعی از تفسیر و حدیث و فقه گرفته تا ادبیات عرب و بلاغت فرا گرفت . ایشان پس از اتمام دوران تحصیل بر مسند  فتوا نشست و رسماً پس از وفات استاذ گرانقدرشان علامه شیخان مبدل به قطبی از فقهای مشهور جزیره قشم گردید که بیشتر مسائل فقهی و شرعی منطقه به ایشان رجعت داده می شد . در مجلس محقرشان حلقات علم بر پا بود که مشتاقان علم روزانه از اقصی نقاط جزیره گرد ا ستاذ بزرگوار جمع می شدند و از علم ایشان فیض می بردند . در مراحل اخیر حیاتش به همت خیرین مدرسه دینی صالحیه رمکان تأسیس گردید که سرپرستی این مدرسه رسماً به ایشان سپرده شد ، در کمترین مدت مدرسۀ مذکور تبدیل به پایگاهی برای تحصیل طلاب و حل مسائل شرعی گردید . وهم اکنون این مدرسه توسط فرزند أرشد ایشان شیخ احمد امین صالحی وشیخ عبدالشکور صالحی که تربیت یافتگان مکتب خود شیخ هستند اداره می شود.  شیخ پس از سپری حیاتی ربانی و سرشار از علم و معرفت در سال 1379هجری شمسی وفات یافت و در قسمت ضلع شمالی مسجد مدرسه دینی صالحیه به خاک سپرده شد . رحمة الله عليه ...
 



شیخ سید عبدالرحیم خطیب (رحمة الله علیه) 
   

شیوخ و علمای اهل سنت



 سید عبدالرحیم خطیب  از بزرگترین علماء منطقه جنوب ایران محسوب می شود که درمدت عمر پر برکتش حامل خیر فراوان در زمینه علوم دینی به مردم این خطه بوده است. زادگاه اجدادی ایشان روستای گیاهدان در جزیره قشم است. این روستا محل سکونت اغلب سادات جزیره قشم بوده است. با این حال خانواده خطیب از سالهای قبل به بندرعباس مهاجرت نموده بودند، به طوریکه پدر بزرگوار ایشان مرحوم سید احمد قاضی از معتمدین بندرعباس و روستاهای اطراف بوده و برای سالها قضاوت شرعی و امامت جمعه اهل سنت بندرعباس را به عهده داشته است.
سید عبدالرحیم خطیب در سال 1282 شمسی در بندرعباس دیده به جهان گشود. این سید بزرگوار دوران آموزش ابتدایی خود را در دبستان جاوید بندعباس به اتمام رسانده و سپس تحصیلات دینی خود را در مدرسه علوم دینی اسماعیلیه قشم تحت نظر مرحوم شیخ محمد اسماعیلی (رحمه الله) و در مرحله بعد در مدرسه علوم دینی کمالیه (بند حاج علی) زیر نظر مرحوم شیخ زکریا کمالی (رحمه الله) ادامه داد.
از آنجایی که روح ایشان همواره تشنه کسب معرفت بود به بندرلنگه رفته تا در مدرسه علوم دینی رحمانیه (سلطان العلماء) که ازبزرگترین و معروفترین مدارس آن زمان به شمار می رفت و شهرت آن کماکان زبانزد خاص و عام است از محضر علامه شهیر مرحوم شیخ عبدالرحمن خالدی (رحمه الله) معروف به سلطان العلماء کسب فیض نماید و دروس اصول، منطق، حدیث، تفسیر، صرف و نحو، بیان و ... را نزد ایشان تکمیل نموده و را تحقیق در علوم شرعی را در پیش گرفت تا آنجا که به اخذ درجه افتاء و اجتهاد از مرحوم سلطان العلماء نایل آمد.
ایشان در بازگشت به زادگاه خود بندرعباس پس از رحلت پدر بزرگوارش ، امامت جمعه اهل سنت و جماعت بندرعباس را به عهده گرفت و همچنین اقدام به تاسیس اولین دفتر ازدواج و طلاق در منطقه و سپس دفتر اسناد رسمی در این شهر نمود.لذا مسلمانان منطقه اعم از سنی و شیعه جهت ازدواج، طلاق و یا حل و فصل اختلافات زناشویی به ایشان مراجعه می کردند.
با تاسیس مدرسه علوم دینی بندرعباس توسط شیخ شهید حاج محمد ضیایی (رحمه الله) در سال 1360 شمسی
مرحوم خطیب به تدریس در این مدرسه پرداخته و در اوقات فراغت علومی همچون فقه، تفسیر، حدیث، صرف و نحو و ... را برای عموم مردم ، طلاب و امامان جماعت در مساجد تدریس می نمود.
خطیب با وجود مشغولیت در دفترخانه ازدواج و طلاق و تدریس علوم دینی، نسبت به امور مردم و مشکلات آنها و امور اجتماعی شدیدا حساس و پیگیر بود.و هرجا که لازم بود با حضور و سخنان خود مردم را ارشاد و راهنمایی می نمود و آنها را به اجرای شریعت فرا می خواند و در مقابل با هرگونه بدعت ، خرافات و افکار ضد دینی و انحرافی با قاطعیتی مثال زدنی به مبارزه می پرداخت.
مرحوم خطیب از نظر اخلاقی بسیار متواضع و گشاده رو بود. او برای دیگران احترام زیادی قائل بود و حتی به طلبه های ابتدایی و مقدمات هم اجازه ابراز عقیده و انتقاد می داد. در دفاع از حق صریح و با شجاعت بود و امور شخصی خود را خودش انجام می داد و هرگز به دنبال تحمیل نظرات خود حتی به نزدیکان و اعضا خانواده خود نبود.
رفتار، تواضع، سادگی و اخلاق حسنه او الگویی برای طلاب و مردم بود. در جلسات و مهمانی های مردم حاضر می شد و هیچ گونه احساس جدایی میان او و مردم وجود نداشت.
ایشان ارتباط فکری و دوستی بسیار نزدیکی با شیخ شهید حاج محمد ضیایی (رحمه الله) داشت و این دو بزرگوار سالها در مسیر دین ودعوت و اصلاح جامعه گام برداشتند.
از مرحوم خطیب علاوه بر شاگردان بی شماری که هرکدام پرچمدار دعوت و اصلاح هستند، چند کتاب کم نظیر و ارزشمند هم به یادگار مانده است که عبارتند از : شیخین (ابوبکر وعمر) ، صهرین (عثمان و علی) ، عقاید اسلامی ، نماز دراسلام و روزه در اسلام. ونیز چند جزوه و رساله کوچک در باب مسائل فقهی. کتابهای شیخین و صهرین بارها تجدید چاپ شده و با گذشت سالهای بسیار از زمان تالیف (شیخین 1356وصهرین1359) همچنان مورد تقاضای جامعه اند و به زبان عربی هم ترجمه شده اند.
دانشمند گرانقدر مرحوم سید عبدالرحیم خطیب روز شنبه هفتم آذرماه 1377 در سن 95 سالگی در بیمارستان شهید محمدی بندرعباس به رحمت خدا پیوست.    




شیخ عبدالرحمن کمالی (رحمة الله علیه)

 

شیخ عبدالرحمن بن احمد بن یحیی بن محمد بن کمال بن احمد بن شمس الدین بن نورالدین الکمالی در 7 محرم سال 1299 هـ . ق در روستای کاروان جزیره قشم به دنیا آمد.
نصب ایشان به انصار می رسد وگفته شده که به عبدالرحمن بن عوف که یکی از مبشرین به جنت است می رسد.
زمانی که شیخ متولد شد روستای کاروان بعنوان یک مرکز علمی که علمای فراوانی در آنجا حضور داشتند توانسته بود جایگاه مناسبی در علم و دین پیدا کند طوریکه شاعر عمانی عبدالله خزرجی بعد از زیارت این قریه و دیدار با علماء ومدارس جزیره قشم چنین سرود:

مدحنا العلم مدحا لا نبالی ......................................... بأن وطأ الثریا حیث کانا

و قد جانعته فی الذکر حقا ......................................... فحجوا بعد مکة کاروانا

پدر واجداد شیخ همگی از علمای برجسته جزیره قشم بوده اند چنانکه مدرسه کمالیه که مدرسه اجدادی و موروثی شیخ است بیش از 7 قرن قدمت دارد و همواره در طول سالها علمای زیادی را به جامعه اهل سنت و جماعت تحویل داده است.

شیخ عبدالرحمن حیات علمی خود را در خانواده و بین خویشاوندان شروع کرد دروس مقدماتی وعلوم عربی را نزد پدر آموخت سپس به مدرسه رحمانیه که در آن زمان شیخ عبدالرحمن بن یوسف خالدی ملقب به سلطان العلماء در آن تدریس می کرد عزیمت نمود مدتی را در این مدرسه گذراند و از محضر این شیخ بزرگوار مستفیض شد سپس رهسپار مکه شد تا از علمای حرم کسب فیض نماید. وی برای تحقق هدف علمی خود مدت 10 سال در مکه ماند و از محضر بیش از 40 شیخ از شیوخ مکه استفاده نمود ، از میان این شیوخ می توان به شیخ شعیب المالکی المغربی، از شیوخ کبار حرم، اشاره کرد که شیخ عبدالرحمن ارادت خاصی نسبت به ایشان داشت و بهترین و بیشترین استفاده در مسائل عقیدتی و علوم حدیث را از محضر ایشان برد.

شیخ شعیب امام زمان خود در سنت و تفسیر بود و در فقه مذاهب نیز تبحر خاصی داشت. شیخ عبدالرحمن مدت 10 سال در محضر ایشان نهایت استفاده را برد و توانست بعنوان شاگردی حاذق و باهوش علوم مختلفی را از ایشان فرا گیرد تا اینکه موفق شد دروسش را تکمیل نماید . استادانش که شور وعلاقه و استعداد ایشان را مشاهده کردند به او اجازه تدریس و افتا دادند.

شیخ پس از بازگشت از مکه فعالیت دینی و علمی خود را آغاز نمود وبر علیه شرک و بدعت به مبارزه برخاست و در این راه نهایت جهد و تلاش خود را به کار بست.

ایشان اگرچه با مخالفتهای زیادی مواجه شد اما هرگز وظیفه دعوت وامر به معروف و نهی از منکر را فراموش نکرد و با تلاش فراوان سعی در محو نمودن جوهره شرک وبدعت وخرافات از عقیده مردم نمود ودر این راه از وسایل عدیده ای چون تعلیم، القا و تألیف کتاب بهره جست.

یکی از تألیفات ایشان که در مبحث عقیده است و در آن ادله منکرین صفات خدا را باطل کرده است و مهملین در توحید را رسوا ساخته است منظومه شهود الحق می باشد.

شیخ عبدالرحمن این کتاب را به صورت منظوم به زبان عربی و با بلاغت خاصی تألیف کرده و دکتر شیخ محمد رشاد اسماعیلی در کتاب القول الحق آنرا شرح داده است.

شیخ عبدالرحمن پس از تألیف این کتاب آنرا در اختیار اهل علم و طلاب قرار داد. از آنجا که جو حاکم بر جامعه آنروز کاملا برعلیه شیخ بود و افراد سرشناس زیادی بر علیه وی جبهه گرفته بودند شیخ مجبور به هجرت از دیار و سرزمین مادری خود شد وجهت ادامه کار دعوت ونشر عقیده اسلامی به عمان هجرت نمود و منطقه صحار را برای اقامت و کار دعوت و تعلیم انتخاب کرد.

مردم منطقه صحار در اقامه مدرسه به او بسیار کمک کردند و هزینه های لازم جهت تعلیم و تعلم را در اختیار ایشان گذاشتند شیخ بقیه حیات علمی خود را در عمان گذراند.

مردم در باطنه، عمان وامارات همواره فضل و کرم و تقوا و کرامات ایشان را بازگو می کنند.

وفات شیخ در مسجد قریه کاروان قشم در روز جمعه 26 ذی الحجه سال 1378 هجری قمری در حال که 84 سال از حیات با برکت ایشان گذشته بود صورت گرفت.

روحش شاد وراهش پر رهرو باد.



  مقبره ی شیخ عبدالرحمن رحمه الله واقع در قبرستان برخ کوشه

 



شیخ محمد راشد تشیخ (رحمة الله علیه) | مدرسه 4 مرداد 1391



شیخ محمد راشد تشیخ مدیر سابق مدرسه علوم دینی اسماعیلیه قشم ـ گیاهدان فرزند محمد اسماعیلی (شیخان) در سال 1327 هـ .ش دیده به جهان گشود وی دروس مقدماتی را در محضر پدر گذراند و از محضر شیخ محمد علی خالدی سلطان العلماء در بندر لنگه نیز کسب فیض برد اما به سبب مشکلات اقتصادی و معیشتی از ادامه تحصیل بازماند .
پدر ایشان شیخ محمد اسماعیلی ملقب به شیخان یکی از علمای بزرگ جنوب در زمان خود محسوب می شد که شاگردان زیادی را در مدرسه ی اجدادی اش یعنی مدرسه اسماعیلیه تربیت کرده بود و محافل علمی که در مجلس حقیرانه او شکل می گرفت زبانزد خاص و عام بود.
شیخان در سال 1355 هـ.ش بعد از گذراندن حیاتی علمی دار فانی را وداع ودعوت حق را لبیک گفت. بعد از وفات ایشان فرزندش شیخ محمد راشد بر آن شد تا راه پدر را ادامه دهد لذا عزم بر تجدید بنای مدرسه در همین روستا نمود و با زحمات بسیار موفق به احیای این مدرسه شد. ساختمان کنونی مدرسه اسماعیلیه مرهون زحمات و تلاشهای شیخ محمد راشد است که در بخش خواهران و برادران فعالیت علمی دینی دارد. ایشان برای تأمین مخارج مدرسه از اموال خود نیز گذشتند تا مدرسه استوار باشد و به حیات علمی تربیتی خود ادامه دهد.
شیخ محمد راشد بعنوان مدیر مدرسه اسماعیلیه علاقه ی شدیدی به ادامه دادن راه پدر داشت وهمواره از مدرسین مدرسه انتظار فعالیت علمی دینی داشت. اخلاق والایی که شیخ محمد راشد همیشه از آن بهره می برد واکثر دوستان ایشان به این مساله اذعان داشتند تواضع وفروتنی مثال زدنی ایشان بود. ایشان اهل علم ومشایخ را بسیار دوست می داشت و با دید احترام به همگان نگاه می کرد. یکی از توصیه های موکد این مرد بزرگ به مدرسین مدرسه این امر بود که احترام بزرگان و اهل علم نگه داشته شود شیخ به تلاوت قرآن و تعلیم آن علاقه وافری داشت بطوری که در تابستانها ی هر سال به مدرسین گوشزد می کرد که تعلیم قرآن را به دانش آموزان بدون هیچ چشم داشتی بیاموزند وخود ایشان حتما به کلاس های قرآنی سر می زد.
از اخلاق والای دیگری که شیخ محمد راشد از آن بهره وافری داشت سخاوتمندی ایشان بود بطوری که از اموال خود اگر هم نداشت یاکم بود خرج طلاب و اهل علم می نمود در هر سفری که همراه دوستان بود همیشه خودش خرج می نمود وبه دوستان اجازه نمی داد. فقرا ومساکین را بسیار دوست می داشت اگر مشاهده می نمود که طلبه فقیر است یا احتیاج به کمک دارد از هیچ کمکی برای او دریغ نمی فرمود شیخ بسیار شوخ طبع وخوش اخلاق بود در هر مجلسی که وارد می شد افراد وی را بسیار دوست می داشتند چون واقف به اخلاق والای وی وخوش طبعی ایشان بودند ایشان همیشه به اهل علم سر می زدند بزرگان را تفقد می نمودند شیخ محمد راشد در مورد اخلاق وتواضع نسبت به خلق خدا همیشه توصیه های بسیار موکد داشتند .



شیخ محمد راشد در هشتم رمضان سال 1390 دار فانی را وداع گفت. نماز جنازه او را شیخ محمد علی امینی حفظه الله خواند و در قبرستان حاج علی موزنی گیاهدان در کنار پدر بزرگوارش شیخان مدفون گشت. ایشان قبل از این فرزندش شیخ شافعی را بعنوان مدیر مدرسه اسماعیلیه انتخاب کرده بود.
همینک مدرسه علوم دینی اسماعیلیه که قدمتی قریب به 250 سال دارد با تلاش این بزرگان به فعالیت خود ادامه می دهد و در دو بخش خواهران و برادران برای طالبان علوم دینی اهل سنت ارائه دهنده ی خدمت است.
خداوند شیخ محمد راشد را مورد رحمت و مغفرت خود قرار دهد و بهشت جاودان را ثمره ی زحمات و تلاشهایش گرداند و به باقی ماندگانش عزم ادامه دادن راه اسلافشان را عنایت بفرماید.
شیخ محمد راشد تشیخ (رحمة الله علیه)
 


شیخ محمد راشد تشیخ مدیر سابق مدرسه علوم دینی اسماعیلیه قشم ـ گیاهدان فرزند محمد اسماعیلی (شیخان) در سال 1327 هـ .ش دیده به جهان گشود وی دروس مقدماتی را در محضر پدر گذراند و از محضر شیخ محمد علی خالدی سلطان العلماء در بندر لنگه نیز کسب فیض برد اما به سبب مشکلات اقتصادی و معیشتی از ادامه تحصیل بازماند .
پدر ایشان شیخ محمد اسماعیلی ملقب به شیخان یکی از علمای بزرگ جنوب در زمان خود محسوب می شد که شاگردان زیادی را در مدرسه ی اجدادی اش یعنی مدرسه اسماعیلیه تربیت کرده بود و محافل علمی که در مجلس حقیرانه او شکل می گرفت زبانزد خاص و عام بود.
شیخان در سال 1355 هـ.ش بعد از گذراندن حیاتی علمی دار فانی را وداع ودعوت حق را لبیک گفت. بعد از وفات ایشان فرزندش شیخ محمد راشد بر آن شد تا راه پدر را ادامه دهد لذا عزم بر تجدید بنای مدرسه در همین روستا نمود و با زحمات بسیار موفق به احیای این مدرسه شد. ساختمان کنونی مدرسه اسماعیلیه مرهون زحمات و تلاشهای شیخ محمد راشد است که در بخش خواهران و برادران فعالیت علمی دینی دارد. ایشان برای تأمین مخارج مدرسه از اموال خود نیز گذشتند تا مدرسه استوار باشد و به حیات علمی تربیتی خود ادامه دهد.
شیخ محمد راشد بعنوان مدیر مدرسه اسماعیلیه علاقه ی شدیدی به ادامه دادن راه پدر داشت وهمواره از مدرسین مدرسه انتظار فعالیت علمی دینی داشت. اخلاق والایی که شیخ محمد راشد همیشه از آن بهره می برد واکثر دوستان ایشان به این مساله اذعان داشتند تواضع وفروتنی مثال زدنی ایشان بود. ایشان اهل علم ومشایخ را بسیار دوست می داشت و با دید احترام به همگان نگاه می کرد. یکی از توصیه های موکد این مرد بزرگ به مدرسین مدرسه این امر بود که احترام بزرگان و اهل علم نگه داشته شود شیخ به تلاوت قرآن و تعلیم آن علاقه وافری داشت بطوری که در تابستانها ی هر سال به مدرسین گوشزد می کرد که تعلیم قرآن را به دانش آموزان بدون هیچ چشم داشتی بیاموزند وخود ایشان حتما به کلاس های قرآنی سر می زد.
از اخلاق والای دیگری که شیخ محمد راشد از آن بهره وافری داشت سخاوتمندی ایشان بود بطوری که از اموال خود اگر هم نداشت یاکم بود خرج طلاب و اهل علم می نمود در هر سفری که همراه دوستان بود همیشه خودش خرج می نمود وبه دوستان اجازه نمی داد. فقرا ومساکین را بسیار دوست می داشت اگر مشاهده می نمود که طلبه فقیر است یا احتیاج به کمک دارد از هیچ کمکی برای او دریغ نمی فرمود شیخ بسیار شوخ طبع وخوش اخلاق بود در هر مجلسی که وارد می شد افراد وی را بسیار دوست می داشتند چون واقف به اخلاق والای وی وخوش طبعی ایشان بودند ایشان همیشه به اهل علم سر می زدند بزرگان را تفقد می نمودند شیخ محمد راشد در مورد اخلاق وتواضع نسبت به خلق خدا همیشه توصیه های بسیار موکد داشتند .
 

شیخ محمد راشد در هشتم رمضان سال 1390 دار فانی را وداع گفت. نماز جنازه او را شیخ محمد علی امینی حفظه الله خواند و در قبرستان حاج علی موزنی گیاهدان در کنار پدر بزرگوارش شیخان مدفون گشت. ایشان قبل از این فرزندش شیخ شافعی را بعنوان مدیر مدرسه اسماعیلیه انتخاب کرده بود.
همینک مدرسه علوم دینی اسماعیلیه که قدمتی قریب به 250 سال دارد با تلاش این بزرگان به فعالیت خود ادامه می دهد و در دو بخش خواهران و برادران برای طالبان علوم دینی اهل سنت ارائه دهنده ی خدمت است.
خداوند شیخ محمد راشد را مورد رحمت و مغفرت خود قرار دهد و بهشت جاودان را ثمره ی زحمات و تلاشهایش گرداند و به باقی ماندگانش عزم ادامه دادن راه اسلافشان را عنایت بفرماید.
 
 
 

جناب شیخ حاج احمد رحیمی (حفظه الله) 
  

 


  
 
جناب شیخ حاج احمد رحیمی متولد سال 1332هجری شمسی در روستای هلر یکی از روستاهای جزیره قشم دارای تاریحچه ای قدیمی ومشهور به دهکده ای دارای مردمی پرهیزکار؛
حاج احمد رحیمی متولد سال 1332هجری شمسی در روستای هلر یکی از روستاهای جزیره قشم دارای تاریحچه ای قدیمی ومشهور به دهکده ای دارای مردمی پرهیزکار؛ همچنان که شیخ حبیب غریب شاعر نامور عرب زبان در تمجید از هلر چنین می سراید:
 
 أنعم بقوم قد ثووا دارا یقال لها هلر                وقری الجزیرة جلّها عندی عبید و هو حر
دار الدیانة والصیانة والوقار وما یسر                قد حکموها بالتقی نحو السقینة بالدّسر
در خانواده ای تاجر ، متدین دیده به جهان گشود . پدرش عبدالوهاب علی اسماعیل رحمت خدا بر او باد تاجری نیکوکار ، مهمانواز واز خیرین روستا به شمار می آمد . مادرش دختر ملا احمد هلری زنی پرهیزکار که تمام آرزویش پرورش فرزندی عالم بود تمام غم و اندوهش را صرف تحصیل فرزندش کرد . برای تعلیم روخوانی قرآن مجید وارد  مکتبخانه حاج علی محمود شد، دوره ابتدائی در مدرسه دولتی را گذرانده بود که برای تحصیل علوم دینی ابتدا به مدرسه کمالیه در بندحاجعلی وسپس به بندر لنگه نزد شیخ محمد علی سلطان علماء مشرف گردید سالهائی متمادی در محضر شیخ سلطان علماء مشغول فراگیری علوم دینی بود و در کنار آن مدرسه دولتی را نیز متفرقه امتحان می داد . سپس راهی ریاض در کشور سعودی شد تا در آنجا کسب علم نماید ولی بعلتی نتوانست ادامه تحصیل بدهد برای همین به روستا برگشت وپس از ازدواج راهی دبی امارات عربی متحده شد وچند صبائی مشغول امامت در یکی از مساجد این شهر گذراند .  بنا به درخواست معتمدین بندر پل سرپرستی ومدیریت مدرسه علوم دینی دارالهدی بعهده گرفت ، مدرسۀ مذکور در زمان اداره ایشان به أوج شهرت نائل گردید که طلبه های زیادی از این مدرسه فارغ تحصیل شدند چند سالی از عمر این مدرسه با وجود اساتیذ بارزی مانند شیخ عبدالکریم محمدی ودیگر لیسانسرهای دانشگاه مدینه منوره تبدیل به بالاترین سطع علمی در منطقه شده بود . در ضمن مدیریت مدرسه دینی دارالهدی چند سالی بعنوان معلم مقطع راهنمائی برای تدریس مواد عربی ، دینی وقرآن در مدرسۀ راهنمائی بندر پل شاغل گردید .  پس از خدمت چندین ساله در مدرسه دارالهدی دوسال مدیریت مدرسه سیریک نیز برعهده گرفت .  تا اینکه در سالهای أخیر به اصرار هیئت أمنای مدرسه محمدیۀ هلر درب مدرسه را پس از تعطیلی چندین ساله گشود وهم اکنون به عنوان مدیری مدبر مشغول سرپرستی وتدریس در این مدرسه هستند وهرشب بعد از نماز عشاء مشتاقان علم تفسیر گرد حلقۀ تقسیر قرآن ایشان در مسجد قبا می نشینند واز تفسیر قرآن فیض می برند با آروزی توفیق وخدمت هرچه بیشتر برای استاد گرانقدر از خداوند سلامتی ایشان خواستارم ....
 
منبع مدرسه دینی محمدیه هلر

 


شیخ عبدالکریم محمدی (حفظه الله)

 

شیوخ و علمای اهل سنت


نگاهي كوتاه به شخصيت علمي شيخ عبدالكريم محمدي
مصاحبه با استاد شيخ عبدالكريم محمدي
 
 
 
 
 
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما استاد بزرگوار، بسیار سپاسگذاریم از اینکه وقت خودتان را در اخیار ما قرار دادید.
- من هم عرض سلام دارم خدمت شما و همه ی کسانی که این مصاحبه را خواهند خواند و همچنین تشکر می کنم از شما بخاطر اهتمامی که به این مسائل دارید ...
 
س: برای شروع بفرمایید که شروع تحصیل و انگیزه ی ورود شما به مدرسه ی دینی چگونه بوده است؟

ج: تحصیلات من از سن قانونی ابتدایی در هرنگ که محل تولدم می باشد شروع شد و با پایان سال اول ابتدایی وارد مکتبخانه شدم. استاد من یک انسان باتقوا و بااخلاق به اسم "ملا غلام" بود. ایشان مؤذن مسجد جامع بود. مکتبخانه در نخلستان بود، جایی که استاد کار حصیربافی انجام می داد. آنجا قرآن می خواندیم و استاد فقط 10 تا 15 نفر دانش آموز می پذیرفت. من محبت خدا و رسول را از او یاد گرفتم و سعی می کردم در خدماتی که او انجام می دهد با او باشم و وقتی استاد عصر پنج شنبه ها نظافت مسجد را انجام می داد به او کمک می کردم، مثلا شيشه ي فانوس را با هم پاک می کردیم. در ابتدایی دوست داشتم با زبان قرآن آشنا شوم. به همین جهت پس از دوره ی ابتدایی در سال 49 ـ 48 به بندرلنگه رفتم و 6سال در بندرلنگه خدمت جناب آقای "شیخ محمدعلی خالدی" تلمذ کردم. در این اثناء دروس دبیرستان دوره ی قدیم را در سیکل اول آنجا گرفتم و پس از رسیدن به سن سربازی به خاطر علاقه به تحصیل سعی کردم در اولین فرصت مشکل سربازی را حل کنم. بهمین خاطر به سربازی رفتم و پس از پایان دوره ی خدمت سربازی، با راهنمایی "شیخ محمد ضیائی" به دانشگاه مدینه ملحق شدم و در دبیرستان دانشگاه دیپلم را تمام کردم و لیسانس شریعت را از آنجا گرفتم.

 

س: روش مطالعه ی شما و میزان آن در حین تحصیل و بعد از آن چگونه بوده است؟

ج: سعی می کردم وقتها را بیهوده نگذرانم و با مطالعه و تحقیق و کمک به همکلاسی هایم وقتم را پر کنم. در تمام دوره ی تحصیل این برنامه ی من بود. سعی می کردم اوقات استراحتم تنوع علمی باشد، یعنی وقتی از خواندن یک کتاب خسته می شدم، می رفتم کتاب دیگری می خواندم. از مرخصی ها کمتر استفاده می کردم. مثلا وقتی بندرلنگه بودیم مرخصی وسط هفته که طلاب به بازار می رفتند، من نمی رفتم. یا هفت سالی که در مدینه تحصیل کردم فقط دو بار به ایران آمدم. در کنار دروس دانشگاهی در حلقات علمی و قرآنی در حرم نبوی شریف شرکت می کردم و از "شیخ مختار شنقیطی" در این حلقه ها فایده هایی بسیار بردم. در 24 ساعت شبانه روز حدودا 16 ساعت را به مطالعه و تحقیق و تفحص می پرداختم و از اوقاتم به طور مفید استفاده می کردم و 8 ساعت را به استراحت و کارهای شخصی می پرداختم.

 

س: تفاوت بین روش سنتی و دانشگاهی در چیست؟

ج: روشها متفاوت است. در روش سنتی معمولا بر اعتماد به دانشی که داده می شود و احترامی که بین شاگرد و استاد وجود دارد تکیه می شود و معمولا در استفاده کردن از وقت مفیدتر است، اما در روش دانشگاهی فضای علمی بازتری وجود دارد و اگر خود شخص علاقه نداشته باشد چیزی یاد بگیرد، دانشگاه چیزی به او یاد نمی دهد. برای من که خودم علاقه داشتم یاد بگیرم هر دو فضا برایم مساوی بود. پس افرادی که خودشان به دنبال علم و تحقیق هستند، برایشان فرقی ندارد. اما از آنجا که روش دانشگاهی فضای علمی بازتری دارد، ذهنیت بازتری ایجاد می کند.

 

س: حفظ متون چه تأثیری در ارتقای علمی شما داشته است؟

ج: معمولا متون حاوی فرمولها و قواعد علمی مطمئن هستند. لذا آموزه هایی که انسان دریافت می کند آموزه هایی مطمئن هستند که در آینده با تحقیق و تفحص تبدیل به علم خود انسان می شود و در ایام تحصیل و تمرین پشتوانه ی علمی انسان هستند و رابطه ی تردیدی کاهش پیدا می کند.

 

س: چه نوع کتابهایی را بیشتر می خواندید؟

ج: بیشتر کتابهای علمی. و خواندن کتابهایی که مطالب کوتاه مدت در آن بود و یا مسائل روز در آن مطرح می شد را برای خود و دوستانم مصلحت نمی دیدم و همیشه به علوم پایدار تشویق می کردم تا علوم گذرا.

 

س: منهج علمی کدام یک از علماء در روش علمی شما مؤثر بوده است؟

ج: بیشتر متأثر به شخصیت علمی "امام الحرمین جوینی" هستم.

 

س: مدتی تألیف داشتید اما آن را متوقف کردید. چرا؟

ج: کتاب به اندازه ی کافی وجود دارد و به نسبت، افرادی که از کتاب استفاده کنند و بخوانند کمتر است لذا بر این دید هستم: طلبه هایی تربیت کنیم تا کتاب بخوانند و استفاده کنند. کتابهایی که تألیف کردم جای خالی آن احساس می شد و آنها را برای طلبه ها مهم می دانستم. مثلا اصول فقه، هنوز وارد منهج نشده بود و کتاب "مبانی اصول فقه" که به زبان فارسی نوشتم را در منهج یک ضرورت می دانستم و یا کتاب "سلم السالکین إلی ریاض الصالحین" جای خالی آن در برنامه ها احساس می شد. گرچه کتاب ریاض الصالحین وجود داشت اما چون کتاب قطوری بود استفاده از آن برای طلاب مشکل بود و استفاده از سلم می توانست طلاب را به مقاصد کتاب ریاض الصالحین برساند. و تجوید که ترجمه کردم به این منظور بود که کسی تجوید را نمی شناخت و چون تجوید در تخصص من نبود، کتاب یک متخصص تحت عنوان تجوید آسان را ترجمه کردم و آنرا وارد منطقه کردم.

 

س: ارتباط با جامعه چه تأثیری در علم شما داشته است؟

ج: آموزه های دین مجموعه آموزه هایی است که رفتار انسانی را تنظیم می کند و هرچه ارتباط با جامعه بیشتر باشد عمق آموزه های دینی بیشتر می شود و انسان تا در جامعه نباشد رفتاری در او شکل نمی گیرد.

 

س: درکل جایگاه علوم مختلف بویژه علوم دین را کجا می بینید؟

ج: علوم انسانی درباره ی احوال انسان بحث می کند، علوم انسانی زاییده ی تفکر و تجربه ی بشر می باشد و علوم دینی که از نقل به انسان می رسد خطاهای ناشی از تفکر انسانی را کاهش می دهد و به علوم انسانی جهت خدایی می دهد. لذا در رأس همه ی علوم، علوم دینی قرار می گیرد و سپس علوم انسانی و بعد از آن تجربی و ریاضی.

 

س: چه کار علمی می خواستید انجام دهید اما فرصت نشد و شما را متأسف کرد؟

ج: انسان زمانی تأسف می خورد که وقتهای هدر رفته داشته باشد. لذا تأسف و حسرت کار انسان مؤمن نیست. و تلاش من بر این بوده که تنبلی در من رخ ندهد. و آنچه به دست آمده توفیق باری تعالی است و اصل تأسف در برنامه ی من نبوده است. طبیعی است که انسان نمی تواند همه ی علوم را فراگیرد گرچه هم علاقه داشته باشد. لذا باید سعی کند اولویتها را رعایت کند و همچنین انسان باید سعی کند به دنبال علمی برود که به آن عمل کند و علمی که به عمل منتهی نشود علم به حساب نمی آید.

 

س: هزینه ی تحصیل خود را چگونه تأمین می کردید؟

ج: به نسبت هزینه ی تحصیل سعی می کردم که از نگاه ذهنی و قلبی به هیچ منبعی وابستگی نداشته باشم. هزینه ای که خدا روزی من کرده خانواده بود لذا پدرم که در حد متوسط کار می کرد، هزینه ی من را تأمین می کرد و دانشگاه مدینه نیز به من کمک هزینه می داد. من هدفمند مصرف می کردم تا جایی که پس انداز داشتم و به دیگر دوستانم کمک می کردم. پس از اتمام درسهایم با خانواده ی پدری ام به صورت اشتراکی زندگی می کردیم و از مدارس دینی حقوق نمی گرفتم چون به آن نیازی نداشتم و با لطف پروردگار دوستانی داشته ام که تا به حال زندگی ام را بدون هیچ قراردادی تأمین می کرده اند و این دوستان نیز متنوع بودند. لذا نمی توانم به یک منبع درآمد خاص اشاره کنم. شاید بتوانم بگویم در گذشته چه کارهایی انجام داده ام ولی به نسبت آینده به هیچ عنوان نمی توانم بگویم برای کسب درآمد می خواهم چه کاری انجام دهم.

 

س: چه توصیه ها و راهکارهایی برای مخاظبین که غالبا اهل علم هستند، دارید؟

ج: کوچکتر از آن هستم که اهل علم را توصیه کنم اما بطور کل انسان رابطه ی خوبی با خدا داشته باشد و بر حسب رضایت او و عقاب او عمل کند، بنابراین تنظیم رابطه ی انسان با خدا شرط اول است. شرط دوم تنظیم رابطه ی خودش با انسان است و سوم سعی بر خدمت کردن به انسانها در جهت رضای خدا.
 
برگرفته از سايت مجتمع ديني بستك

 

 شیخ محمد علی امینی  (حفظه الله) 
         
شیوخ و علمای اهل سنت

یکـی ازعلمـای برجسته اهل سنت و جماعت استان هرمزگان می باشد

او مردی مومن ومتدین که همیشه علم سود مندی او به جامع اهل سنت  

استان هرمزگان داده واز خداوند منان طلب خیر فراوان برای همچون  

 شیری مثل شیخ محمد علی امینی داریم .

 با آروزی توفیق وسلامتی برای استاد گرانقدراز خداوند منان خواستاریم.

 خداوند عمر طولانی به ایشان عنایت بفرماید( آمین یارب العالمین )
   

دانلود کتاب هایی مفید

 

                                      فونتهای فارسی                فونتهای قرآنی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

.

مشخصات کتاب

نام کتاب: آداب زفاف (آداب شب حجله)
نویسنده: محمد ناصر الدین الالبانی
مترجم: ابوشعیب اسفندیار شجاعی
حجم فایل: KB 968,59

.

.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 


مشخصات کتاب
نام کتاب: اسلام و بزرگداشت زن
نویسنده: محمد بن جمیل زینو رحمه الله
مترجم: محمد گل گمشادزهی
حجم فایل: KB ۶۵,۹۳

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


مشخصات کتاب
نام کتاب: بانوان صحابه الگوهای شایسته
نویسنده: عبدالرحمن رأفت باشا
مترجم: اکبر مکرمی
حجم فایل: ۹۶٫۶ KB

.ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


مشخصات کتاب
نام کتاب: اسوهای راستین برای زن مسلمان
نویسنده: احمد الجدع
مترجم: عبدالصمد مرتضوی
حجم فایل:  KB 175،۱۵


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


مشخصات کتاب
نام کتاب: توبه کنندگان
نویسنده: محمد بن عبدالعزیزالمسند
مترجم: عبدالله ریگی احمدی
حجم فایل: ۵۷،۰۱ KB


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مشخصات کتاب
نام کتاب: خواهرم بخوان تا فریبت ندهند
نویسنده: اببکر جزائری
مترجم: ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
حجم فایل: ۲۲،۵۵ KB
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مشخصات کتاب
نام کتاب: فقه جامع بانوان
نویسنده:کامل محمد عویضه
مترجم: عبدالله عبداللهی
حجم فایل:  MB 1.09

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 
مشخصات کتاب
نام کتاب: حجاب زن مسلمان
نویسنده: عبدالصمد غیاثی
مترجم: ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
حجم فایل: KB ۱۸۵٫۶۵

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 
مشخصات کتاب
نام کتاب: چهل حدیث نبوی برای خانواده‌ها
نویسنده: قریب الله مطیع
مترجم: ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
حجم فایل:  ۱۰۹٫۸ KB

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


 
مشخصات کتاب
نام کتاب: چهار صد نصیحت اسلامی
نویسنده: احمد عزالدین بیانونی
مترجم: محمد یوسف رحمتی
حجم فایل:  ۴۸٫۹۲ KB

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

مشخصات کتاب
نام کتاب: آداب خواستگاری و حقوق زوجین
نویسنده: عبدالله ناصح علوان
مترجم: ابراهیم تیموری بازگری
حجم فایل: ۱۴۱٫۴۵ KB

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.

مشخصات کتاب

نام کتاب: عواقب دردناک ارتباطات تلفنی نامشروع
نویسنده: محمد عبدالعزیز الحمیدی
مترجم: عبدالله پاسالاری
حجم فایل: ۴۸٫۷۹KB

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
 
مشخصات کتاب
 
نام کتاب: ای خواهر مسلمان چه کسی شما را به حجاب امر نموده؟
نویسنده: محمد صالح العثیمین
مترجم: ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
حجم فایل: ۴۶٫۱۲ KB

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
 
مشخصات کتابنام کتاب: بانوان نمونه عصر پیامبر
نویسنده: محمود المصری
مترجم: شیخ اسحاق دبیری رحمه الله
حجم فایل: ۳۲۰٫۳۱ KB

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
 
مشخصات کتابنام کتاب: چگونه به مقام عالی در بهشت برسیم؟
نویسنده: محمد النعیم
مترجم: حسین تاجی گله داری
حجم فایل: ۲۰۱٫۹ KB

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
 
مشخصات کتابنام کتاب: انحرافات جنسی جوانان و راه‌های علاج آن
نویسنده: احمد شادی
مترجم: ماجد احمدیانی
حجم فایل: ۷۸٫۶۹ KB

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
 
مشخصات کتابنام کتاب: فتاوی در مورد عادات طبیعی زنان
نویسنده: محمد صالح العثیمین
مترجم: عیسی زمانی
حجم فایل: ۹۴٫۷۵ KB

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
 
مشخصات کتاب
نام کتاب: غیبت و پیامدهای سوء آن در جامعه
نویسنده: حسین العوایشه
مترجم: عبدالصمد مرتضوی
حجم فایل: ۱۵۱٫۱۷ KB

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
 
مشخصات کتاب
نام کتاب: گناه و آثار شوم آن در زندگی امت
نویسنده: عبدالله سدحان
مترجم: شیخ اسحاق دبیری رحمه الله
حجم فایل: ۱۵۲٫۴۷ KB

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
 
مشخصات کتاب
نام کتاب: همگام با صحابه
نویسنده: عبدالرحمن رأفت باشا
مترجم: ابراهیم احراری خلف
حجم فایل: ۱۲۳٫۸۶ KB

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
 
مشخصات کتاب
نام کتاب: حسد از بیماری‌های قلب
نویسنده: شیخ الاسلام ابن تیمیه
مترجم: علی صارمی
حجم فایل: ۲۷۷٫۸۵ KB

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
 
مشخصات کتاب

نام کتاب: حجاب چرا؟
نویسنده: محمد اسماعیل مقدم
مترجم: عبدالقادر ترشابی
حجم فایل: ۱۲۳٫۵۶ KB

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
 
مشخصات کتاب
نام کتاب: حقوق و تکالیف زن در اسلام
نویسنده: عبدالکریم زیدان
مترجم: سهیلا رستمی
حجم فایل: ۴۷۶٫۵۹ KB
.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
 
مشخصات کتاب

نام کتاب: ایمان و آداب برای کودکان و نوجوانان
نویسنده: عمر عبدالعزیز
مترجم: عبدالعزیز سلیمی
حجم فایل: ۴۹٫۵ KB

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
 
مشخصات کتاب

نام کتاب: کشف انگیزه‌های غرور و فریب در انسان
نویسنده: ابو حامد محمد بن محمد غزالی طوسی
مترجم: مصطفی اربابی
حجم فایل: ۸۶٫۳۹ KB

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
 
مشخصات کتاب

نام کتاب: خواهر مسلمان مواظب باش
نویسنده: محمد جمالزهی
مترجم: ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
حجم فایل: ۹۵٫۴ KB

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
 
مشخصات کتاب

نام کتاب: خدا‌شناسی برای خردسالان
نویسنده: اسحاق دبیری
مترجم: ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
حجم فایل: ۱۲۹٫۳۶ KB

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
 
مشخصات کتاب

نام کتاب: خوشبختی از خیال تا حقیقت
نویسنده: اسحاق دبیری
مترجم: ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
حجم فایل: ۱۰۶٫۵ KB

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
 
مشخصات کتاب

نام کتاب: خوشبخت‌ترین زن دنیا
نویسنده: عائض القرنی
مترجم: محمد گل گمشادزهی
حجم فایل: ۲۳۸٫۱۵ KB

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
 
مشخصات کتاب

نام کتاب: منشور حقوق زن و وظایف وی در اسلام
نویسنده: ابراهیم الناصر
مترجم: قریب الله مطیع
حجم فایل: ۹۳٫۹۶ KB

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
 
مشخصات کتاب

نام کتاب: مروارید در صدف
نویسنده: عبدالباسط توتازهی
مترجم: ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
حجم فایل: ۱۲۹٫۲۷ KB

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
 
مشخصات کتاب

نام کتاب: موفقیقت در ازدواج
نویسنده: محمد حسن عبدالرحمن
مترجم: ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
حجم فایل: ۳۰۳٫۷۹ KB

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
 
مشخصات کتاب

نام کتاب: نافرمانی والدین اسباب و راه علاج
نویسنده: محمد بن ابراهیم الحمد
مترجم: عبدالحمید مهر آبادی
حجم فایل: ۱۳۷٫۶۵ KB

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
 
مشخصات کتاب

نام کتاب: نقش زن در اسلام
نویسنده: محمد علی خالدی سلطان العلماء
مترجم: ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
حجم فایل: ۳۸۶٫۳۸ KB

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
 
مشخصات کتاب

نام کتاب: نیایش‌های کودکانه
نویسنده: فریبا قهرمانی
مترجم: ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
حجم فایل: ۷۴٫۱۵ KB

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
 
مشخصات کتاب

نام کتاب: راه‌های ایجاد محبت بین زوجین
نویسنده: صلاح سلطان
مترجم: شیخ اسحاق دبیری رحمه الله
حجم فایل: ۱۴۵٫۶۸ KB

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
 
مشخصات کتاب

نام کتاب: راه‌کارهایی برای شاد زیستن
نویسنده: عبدالرحمن بن ناصر السعدی
مترجم: شیخ اسحاق دبیری رحمه الله
حجم فایل: ۵۱٫۷۳ KB

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
 
مشخصات کتاب

نام کتاب: راهنمای مربیان برای تربیت دختران و پسران
نویسنده: محمد بن جمیل زینو
مترجم: عبدالله عبداللهی
حجم فایل: ۲۶۵٫۹۴ KB

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
 
مشخصات کتاب
 
نام کتاب: راهنمایی‌های ارزشمند درباره لباس و آرایش زنان
نویسنده: مرفت بنت کامل أسره
مترجم: شیخ اسحاق دبیری رحمه الله
حجم فایل: ۱۰۸٫۶۷ KB
.
.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
 
مشخصات کتاب

نام کتاب: صفات انسان در قرآن
نویسنده: محمد خیر مرادی
مترجم: ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
حجم فایل: ۲۳۷٫۹۶۱ KB

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
 
مشخصات کتاب
نام کتاب: تربیت فرزندان
نویسنده: عبدالقادر شیخ ابراهیم
مترجم: نور النساء ملازاده
حجم فایل: ۷۰٫۶۱ KB
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
 
مشخصات کتاب

نام کتاب: توحید برای کودکان و نوجوانان
نویسنده: عبدالعزیز بن محمد العبداللطیف
مترجم: شیخ اسحاق دبیری رحمه الله
حجم فایل: ۵۱٫۸۱ KB

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
 
مشخصات کتاب

نام کتاب: زندگانی ملکه عفت
نویسنده: عبدالعزیز خالقی
مترجم: ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
حجم فایل: ۱۱۸٫۸ KB

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
 
مشخصات کتاب

نام کتاب: زندگی کودک مسلمان
نویسنده: محمد گل گمشادزهی
مترجم: ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
حجم فایل: ۴۰٫۴۳ KB

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
 
مشخصات کتاب

نام کتاب: زندگی‌نامه مادر مومنان بانو عایشه
نویسنده: سید سلیمان ندوی
مترجم: محمد گل گمشادزهی
حجم فایل: ۷۰۴٫۷۵ KB

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ